در محوطههای باستانی پیرامون استراوشن و همچنین مناطق شمالی و جنوبی تاجیکستان، سفالهایی متعلق به دورههای نوسنگی، عصر برنز و قرون وسطی کشف شده که گواهی بر تداوم این سنت دیرینه است.
تولید ظروف سفالی در تاجیکستان از دیرباز فرایندی کارآمد و سازگار با شرایط اقلیمی منطقه بوده است. دمای پایین پخت و زمان کوتاه آن، میزان سوخت مورد نیاز را محدود میکرد؛ عاملی مهم در سرزمینی خشک که پوشش گیاهی مازاد سرمایهای ارزشمند بود. در برابر گرمای سوزان تابستانهای تاجیکستان، ویژگیهای کاربردی سفال ارزش آن را دوچندان میکرد: ظروف سفالی متخلخل، از طریق تبخیر تدریجی، آب و محصولات لبنی مایع را خنک نگه میداشتند. این خاصیت تا بدانجا بود که کوزهها و آبریزههایی که امروزه در تاجیکستان ساخته میشوند، از نظر شکل و جنس بدنه تفاوت چندانی با نمونههای حفاریشده از سدههای پیشین ندارند.
در تاریخ کوزهگری تاجیکستان، جنسیت غالب فعالان در طول زمان دگرگون شده است. در آغاز، این حرفه بیشتر توسط زنان انجام میشد. دادههای قومباستانشناسی نشان میدهد که در جوامع اولیه، کوزهگری فعالیتی درونخانگی بود که به زنان واگذار میشد. شواهد قابل توجهی از این سنت در نواحی کوهستانی جنوب شرقی تاجیکستان به دست آمده است، جایی که سفالگری تا دورهای نسبتاً متأخر در انحصار زنان بود. اما با ابداع و رواج چرخ سفالگری در عصر برنز، این صنعت به تدریج به دست مردان افتاد و به یک حرفه شهری و مردانه تبدیل شد. چرخ سفالگری سنتی در تاجیکستان از نوع چوبی و پایی بود که با حرکت پا به چرخش درمیآمد.
به مرور زمان، مراکز اصلی سفالگری در شهرها و آبادیهای بزرگ تاجیکستان شکل گرفت. در میان تمامی این مراکز، سفالهای ساخته شده در دو شهر تاریخی خجند و استراوشن از محبوبیت و اعتبار ویژهای برخوردار بودند. اما این دو شهر تنها مراکز فعال نبودند؛ سفالهای نفیس دیگری نیز در دره اسفره (به ویژه در مناطق کانیبادام و چورکو) و سکونتگاه کاراتاگ در دره حصار تولید میشد که هر یک هویت بصری و تکنیک منحصربهفرد خود را داشتند.
حوزه فعالیت سفالگران تاجیک بسیار وسیع بود و شامل انواع ظروف در اندازهها و اشکال مختلف میشد: کاسهها (بزرگ و کوچک، با یا بدون پایه)، کوزهها، خمهای بزرگ آبخوری، لگنها، بشقابها، سینیها و حتی مجسمکهای سفالین و اسباببازیهای کودکان. سوابق باستانشناسی گواه محبوبیت این مینیاتورها و سوتکهای سفالین در تاجیکستان است. اشکال و طرحهای مجسمکهای حفاری شده از سدهها و هزارههای پیش، تفاوت چندانی با نمونههایی که امروزه، به ویژه برای جشن سنتی نوروز، ساخته میشوند ندارد. سوژههای محبوب شامل پرندگان، گوسفندان، سگها، اسبها، ماهیها و موجودات اسطورهای بوده است. بر اساس باوری فولکلوریک که در میان برخی سفالگران تاجیک رواج داشته، «نصف آفرینش یک کوزه، کار صنعتگر بود و نصف دیگر آن، از طریق جادوی آتش درون کوره تحقق مییافت».
تزئینات و رنگآمیزی سفال با هر منطقه تفاوت داشت و با روشهایی مانند کندهکاری، نقش برجسته، حکاکی، نقاشی مستقیم و نقاشی با استفاده از محلولهای اکسیدهای رنگی انجام میشد. پژوهشگران معتقدند که ساکنان اولیه آسیای مرکزی که به کشاورزی اشتغال داشتند، ظروف خود را با خطوط مواج، افقی و عمودی و نقوش منظمی تزئین میکردند که هر یک نمادین بود: خطوط کوتاه عمودی نماد باران، خطوط افقی و مواج نماد جریان آب، و نقوش چهارگوش و نقطهچین نماد قطعات کشتشده زمین.
در سدههای نهم و دهم میلادی، همزمان با شکوفایی تمدن ایرانی ـ اسلامی در عصر سامانیان، فناوری سفال لعابدار در آسیای مرکزی رواج گسترده یافت. سفالگران با این فناوری جدید، ظروف لعابدار خود را با نقوش درخشان از گلها و گیاهان تزئین میکردند. رایجترین روش سنتی لعابزنی، تکنیک «تک پخت زیرلعابی» بود که در آن نقش مستقیماً روی ظرف خشک و پختهنشده نقاشی میشد و سپس روی آن با لعابی شفاف پوشانده میشد و هر دو با هم پخت میشدند.
در کنار لعابزنی وارداتی، تاجیکستان شاهد شکوفایی یک هنر تزئینی بومی نیز بوده است: هنر «کُندَل» (نقش شفاف). این هنر که در سده پانزدهم میلادی در منطقه فرارود (ماوراءالنهر) شکل گرفت، روشی برای تزئین بناها با نقوش طلایی و رنگها بود. بر اساس گزارش موزه ملی تاجیکستان، «کُندَل، که با نام نقش شفاف نیز شناخته میشود، نمونهای از هنر سنتی آسیای مرکزی است که تنها در تاجیکستان باقی مانده و شکوفا شده است». استادانی چون حمرقول شریفوف و میرزورحمت علیموف که در منابع تاجیکی از ایشان به عنوان بنیادگذاران مکتب ملی کُندَل یاد میشود، نقش مهمی در حفظ و احیای این هنر داشتهاند. بر اساس اطلاعات منتشرشده توسط موزهٔ ملی تاجیکستان، مجموعهای ارزشمند از آثار «کندهکاری و کُندَل» شامل بیش از ۳۸۰ قطعه در این موزه نگهداری میشود.
سفال و سفالینهها در فرهنگ و آیینهای کهن تاجیکستان نقشهای برجستهای ایفا میکردند. در دوران باستان، سفال جایگاه خاصی در آیینهای تدفین داشت. مطالعه گورستانهای باستانی جنوب تاجیکستان (مانند مناطق فرخار، کلوت و درنایچی) نشان میدهد که حضور ظروف سفالی در گورها بین آغاز هزاره سوم و سدههای نخست هزاره دوم پیش از میلاد، به تدریج افزایش یافته است. در دوران اسلامی نیز سفال در مراسم اجتماعی نقشی کلیدی داشت؛ برای نمونه، هنگام ازدواج دختران، بستگان آنها هدایای سفالی گوناگونی به او تقدیم میکردند. خانوادهها حجم قابل توجهی از ظروف سفالی نو را برای جشنهای چندروزه عروسی تهیه میدیدند.
امروزه و با ورود انبوه ظروف صنعتی و ارزان قیمت، تولید ظروف سفالی لعابدار در تاجیکستان به میزان قابل توجهی کاهش یافته است. با این حال، این هنر ارزشمند هنوز به طور کامل از صحنه روزگار محو نشده است. استراوشن همچنان به عنوان «شهر صنعتگران» شناخته میشود و کارگاههای سفالگری فعالی در آن وجود دارد. موزهها و نهادهای فرهنگی همچون شورای بینالمللی موزهها در تاجیکستان (ایکوم) با برگزاری رویدادهایی چون «روز سفالگر» از این هنر حمایت میکنند.