ابوریحان بیرونی که نوشتههایش در زمینهٔ نوروز غنیترین و معتبرترین آثار مکتوب است میگوید : "نوروز نخستین روز است از فروردین ماه و از این جهت روزِ نو نام کردند که پیشانی سال نواست".
نوروز کهنترین جشن بازمانده از جهان باستان است و آغاز سال نو خورشیدی را نشان میدهد. قدمت نوروز و وجود این جشن به زمانهای پیش از هخامنشیان و مادها برمیگردد. جشن نوروز با مرور زمان و تحولِ تدریجی جنبههای متعدد دینی و رسمی و سیاسی پیدا کرده است. این جشن ریشهای عمیق در تاریخ، اسطوره، دین و زندگی اجتماعی مردمان فلات ایران و پیرامون آن و کشورهای عضو اکو دارد.
در اساطیر ایرانی، پیدایش نوروز به جمشید، پادشاه اسطورهای ایران، نسبت داده میشود. بر اساس شاهنامه فردوسی، جمشید در روزی که بر تخت نشست و جهان را نو کرد، آن روز را " نوروز" نامیدند. نوروز در اسطوره نماد پیروزی روشنایی بر تاریکی و آغاز نظم و زندگی نو است.
شواهد تاریخی نشان میدهد که نوروز در ایران دستکم از دوران هخامنشیان (۵۵۰ پیش از میلاد) بهطور رسمی برگزار میشده است. در دوره اشکانیان و ساسانیان، نوروز مهمترین جشن رسمی کشور بود و چندین روز به طول میانجامید. در دوره ساسانی، نوروز به دو بخش تقسیم میشد:
نوروز عامه (۵ روز نخست) و نوروز خاصه (روز ششم، موسوم به خردادروز).
با ورود اسلام به ایران، نوروز نه تنها از میان نرفت، بلکه با مفاهیم اسلامی سازگار شد. بسیاری از دانشمندان و فقهای اسلامی نوروز را بهعنوان یک سنت فرهنگی پذیرفتند. در دوران سامانیان، غزنویان و سلجوقیان، نوروز همچنان جشن رسمی بود و شاعران بزرگی چون فردوسی، رودکی، حافظ و سعدی در وصف آن شعر سرودند.
امروزه نوروز در کشورهای عضو اکو و برخی کشورهای دیگر مانند عراق و بخشهایی از هندوستان جشن گرفته می شود.
در سال ۲۰۱۰ میلادی، سازمان ملل ۲۱ مارس را بهعنوان روز جهانی نوروز به رسمیت شناخت. همچنین نوروز در فهرست میراث فرهنگی ناملموس بشریت یونسکو ثبت شده است. در اوستا، کتاب مقدس زرتشتیان به طور مستقیم نام نوروز نیامده است اما مفاهیمی چون فروردگان، رستاخیز طبیعت، پیوند انسان با نظم کیهانی، عنوان شده اند که با آیین نوروز هم خوانی دارند. در متون پهلوی نیز به آغاز بهار و نو شدن جهان اشاره شده است.
نوروز در ازبکستان ریشه در تمدنهای باستانی آسیای میانه دارد، زمانی که مردم منطقه تحت تأثیر فرهنگ ایرانی و آسیای میانه زندگی میکردند. این جشن به عنوان نمادی از تجدید طبیعت، شروع فصل بهار و آغاز سال کشاورزی برگزار میشد. اسناد تاریخی نشان میدهند که مردم ساکن خوارزم، سمرقند و بخارا در روز نوروز آیینهایی مانند آتشبازی، شادی و اجرای مراسم مذهبی و فرهنگی داشتهاند. با ورود اسلام به آسیای میانه، نوروز همچنان ادامه یافت و با عناصر فرهنگی و مذهبی اسلامی ترکیب شد. در دوران شوروی (۱۹۲۴–۱۹۹۱)، نوروز به دلیل ارتباط با " آیینهای مذهبی و ملی" مورد سرکوب قرار گرفت. لذا، برگزاری نوروز محدود شد و بیشتر به شکل آیینهای محلی و خانوادگی ادامه یافت. اما پس از استقلال در سال ۱۹۹۱، نوروز در ازبکستان به عنوان یک جشن ملی رسمی احیا شد.
در افغانستان آیین نوروز بیش از ۳۰۰۰ سال قدمت دارد و در دوران پیش از اسلام (ایرانی باستان) در سرزمینهای خراسان بزرگ شامل افغانستان و بخشهایی از آسیای میانه جشن گرفته میشده است. در افغانستان، مناطقی مانند هرات، بلخ، کابل و قندهار از دیرینهترین مراکز برگزاری نوروز بودهاند. در زمانهای مختلف، نوروز در افغانستان همواره اهمیت داشته، اما نحوه برگزاری آن با توجه به شرایط سیاسی تغییر کرده است. در دورههای اخیر، حکومت افغانستان به طور رسمی نوروز را جشن میگرفت و آن را به عنوان روز ملی و تعطیل رسمی اعلام میکرد. اما پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، تاکنون گزارشهای رسمی و گستردهای از برگزاری نوروز در سطح ملی منتشر نشده است. نوروز دیگر بهعنوان تعطیل رسمی در تقویم دولتی ثبت نشده است و هواداران طالبان گفتهاند این جشن رسمی برگزار نمیشود، اما برخی مردم هنوز در خانههای خود مراسم سنتی نوروز را برگزار میکنند.
تاریخچه نوروز در جمهوری آذربایجان به دوران باستان و فرهنگهای پیش از اسلام بازمیگردد . نوروز در اصل یک جشن کشاورزی و تغییر فصل بود که آغاز بهار و سال نو خورشیدی را جشن میگرفتند. با ورود اسلام به منطقه آذربایجان، نوروز همچنان باقی ماند و با فرهنگ اسلامی ترکیب شد، هرچند برخی جشنها و آیینهای باستانی رنگ مذهبی گرفتند. در دوران شوروی برخی از مراسم نوروز محدود شد اما مردم برخی از شهرها از جمله باکو، گنجه و شیروان همچنان به برگزاری جشن نوروز خیلی اهمیت می دادند. امروزه نوروز در جمهوری آذربایجان به عنوان یک جشن ملی و فرهنگی برگزار میشود و حتی به فهرست میراث فرهنگی ناملموس جهانی یونسکو نیز راه یافته است.
نوروز در پاکستان "عید ملی" نیست، اما در برخی مناطق و میان برخی جوامع جایگاه مهمی دارد. در دوره بعد از اسلام، با گسترش زبان و فرهنگ فارسی در شبه قاره هند، بهخصوص در دوران غزنویان، و سپس گورکانیان (مغولان هند)، نوروز در دربار و میان نخبگان فرهنگی شناخته و گاه برگزار میشد، و زبان فارسی زبان رسمی و ادبی بود و آیینهای ایرانی، از جمله نوروز برگزار میشد. امروزه نوروز در پاکستان بیشتر جشن فرهنگی و هویتیِ جوامع خاص است تا یک آیین سراسری، و بلوچ ها و برخی جوامع کوهستانی از جمله گروههای شیعه اسماعیلی و دوازدهامامی و پارسیان (زرتشتیان) پاکستان نوروز را بهعنوان مهمترین جشن دینی و فرهنگی خود گرامی میدارند.
در دوران پیش از اسلام، نوروز در سرزمینهای فرارود، از جمله تاجیکستان امروزی، جایگاه ویژهای داشته است. با ورود اسلام به آسیای مرکزی، نوروز دراین کشور از میان نرفت، بلکه با فرهنگ اسلامی سازگار شد. در دوره سامانیان نوروز بهعنوان جشن رسمی دربار و مردم برگزار میشد. پس از استقلال تاجیکستان در سال ۱۹۹۱، نوروز دوباره احیا شد و بهعنوان جشن رسمی و ملی به رسمیت رسید.
در ترکیه، تاریخچه و جایگاه نوروز کمی متفاوت است و بیشتر با جوامع کردی و برخی گروههای ترکمن مرتبط است. نوروز در مناطق کردنشین جنوب شرق ترکیه (استانهایی مانند دیاربکر، وان، ماردین و غیره) اهمیت ویژهای دارد. این جشن از ایران و کردستان عراق وارد ترکیه شده است. در زمان عثمانی و دورهٔ جمهوری ترکیه، نوروز بیشتر جنبهٔ قومی و محلی داشت و در مقیاس ملی شناخته شده نبود. از اوایل قرن ۲۱، نوروز به عنوان یک جشن فرهنگی و اجتماعی پذیرفتهتر شد و بسیاری از شهرها جشنهای عمومی برگزار میکنند. نوروز در ترکیه نه تنها یک جشن بهاری است، بلکه نمادی از هویت کردی و فرهنگی برای جوامع اقلیت است. در سالهای اخیر، حتی دولت ترکیه به تدریج برگزاری نوروز را به عنوان بخشی از میراث فرهنگی رسمی پذیرفته است.
در ترکمنستان، این جشن از دوران امپراتوریهای ایرانی و سغدیها (ساکنان باستانی آسیای میانه) رایج بوده و در طول تاریخ به شکل سنتهای محلی ترکمن در آمده است. در زمان حکومت شوروی، بسیاری از جشنهای سنتی مذهبی و ملی محدود شده بودند، اما نوروز به دلیل اهمیت فرهنگی و ملی آن، به نوعی زنده نگه داشته شد. مردم ترکمنستان همچنان به صورت خانوادگی و محلی آیینهای نوروزی را برگزار میکردند، اگرچه مراسم رسمی کمتر برگزار میشد. پس از استقلال، دولت ترکمنستان تلاش کرد تا هویت ملی و فرهنگی خود را تقویت کند و نوروز یکی از محورهای مهم این فرهنگ بود و نوروز به عنوان یک جشن ملی رسمی شناخته شد و تعطیلات رسمی نوروز (معمولاً دو روز) در تقویم ملی ثبت شده است.
نوروز در کشورهای قزاقستان و قرقیزستان نیز ریشهای کهن دارد و به دورههای پیش از اسلام بازمیگردد. اما بعد از ورود اسلام، برخی عناصر مذهبی به این جشن اضافه شد، اما جنبههای باستانی آن همچنان حفظ گردید و امروز در هر دو کشور، نوروز را به عنوان میراث فرهنگی مهم جشن میگیرند و نوروز جشن ملی و رسمی محسوب میشود. در دوره شوروی، این جشن در این کشورها بهطور رسمی محدود گردید، اما مردم همچنان آن را به صورت خانوادگی و محلی برگزار میکردند. امروزه نوروز در این کشورها فرصتی برای ترویج میراث تاریخی و وحدت اجتماعی فراهم می کند.