روایت است که قورقوت در جوانی خوابی هولناک دید که در آن
فرشتگان در جایجای زمین در حال کندن گودالی برای او بودند. این آگاهیِ ناگهانی از
پایان خویش، او را به سفری بیپایان در چهارگوشه جهان واداشت تا از چنگال مرگ بگریزد،
اما در هر منزلگاه با گورکنانی روبهرو میشد که درحال آمادهسازی مدفن او بودند.
این بخش از حماسه که امروزه توسط پژوهشگران یونسکو بهعنوان نمادی از تلاش انسان
برای درک چیستی حیات شناخته میشود، بیانگر این حقیقت است که زمین پناهگاهی برای
تن فانی ندارد و جاودانگی را باید در ساحت دیگری جستجو کرد.
قورقوت پس از سالها سرگردانی به زادگاه خود در کناره
رودخانه خروشان «سیردریا» بازگشت و بهجای فرار از مرگ، به فکر ابدی کردن روح
افتاد. او در انزوای خویش، از چوب درخت گردو و پوست شتر، ساز «کوبیز» را اختراع
کرد. سازی که یونسکو آن را وسیلهای برای انتقال ارزشهای اخلاقی و دانش باستانی میداند.
ساختار این ساز با کاسه تهی، پوست حیوان و تارهای نوینش، درواقع بازتابی از کل
جهان هستی در دستان یک خنیاگر است که میخواست صدای ابدیت را به گوش جهانیان
برساند.
اوج این حماسه شکوهمند زمانی رخ داد که قورقوت آتا، قالی
خود را بر روی امواج خروشان سیردریا گسترد و با نوای کوبیز، زمان را متوقف کرد.
گفته میشود تا زمانی که آرشه او بر تارها میلغزید، فرشته مرگ توان نزدیک شدن به
او را نداشت، رودخانه از حرکت بازمیایستاد و طبیعت در سکوتی معجزهآسا فرومیرفت.
این بخش از داستان که یکی از زیباترین بنمایههای پرونده ثبتی یونسکو است، قدرت
هنر را در غلبه بر فناپذیری نشان میدهد؛ جایی که قورقوت با موسیقی خود، صلح و
آرامش را نهتنها برای انسانها، بلکه برای تمام موجودات طبیعت به ارمغان آورد.
اگرچه تقدیر جسمانی او سرانجام با نیش ماری در لحظهای خواب رقم خورد، اما او به
هدف اصلی خود رسید؛ چراکه در تارهای کوبیز و ملودیهای جاودان «کوی» حل شد تا برای
همیشه بر مرگ غلبه کند.
امروزه بنای یادبود عظیمی در منطقه «قیزیلاوردا» واقع
در جنوب کشور قزاقستان، به پاسداشت شخصیت قورقوت آتا بنا شده است که با معماری
خاص خود، نسیم صحرا را به نوای کوبیز تبدیل میکند تا ثابت کند این میراث، همانطور
که یونسکو تأکید دارد، همچنان پویا و زنده است.
اهمیت ادبی و فرهنگی این حماسه هستیشناسانه در این
است که بهعنوان دایرةالمعارف
هویت و اخلاق اقوام آسیای مرکزی عمل میکند. این میراث فراملی که با مشارکت کشورهای
قزاقستان، آذربایجان و ترکیه به ثبت جهانی رسیده، به جغرافیای خاصی محدود نمیشود
و بهعنوان یک پل فرهنگی در منطقه اکو، ارزشهای مشترکی چون صلح و خرد جاویدان را
بازتاب میدهد. قورقوت آتا نهتنها ستون فقرات فرهنگ ملی قزاقستان، بلکه پیوندی
معنوی میان ملتهای منطقه است که نشان میدهد چگونه هنر میتواند بر فناپذیری غلبه
کرده و اصالتهای باستانی را در قلب جهان مدرن حفظ نماید.