زبان فارسی؛ ستون تمدنی مشترک در حوزه اکو

زبان فارسی؛ ستون تمدنی مشترک در حوزه اکو
زبان فارسی یکی از کهن‌ترین زبان‌های زندهٔ جهان است و تاریخ آن بیش از ۲۵۰۰ سال تداوم مکتوب و فرهنگی دارد. این زبان در طول تاریخ دچار دگرگونی‌های آوایی، ساختاری و واژگانی شده، اما هویت اصلی خود را حفظ کرده است. تاریخچهٔ زبان فارسی شامل سه دوره می باشد.
فارسی باستان که از قرن چهارم تا ششم پیش از میلاد در دوره هخامنشی کاربرد داشته است و زبان رسمی با خط میخی فارسی باستان و ساختار دستوری پیچیده با صرف اسامی و افعال، بوده است.  از آثار برجسته این دوره می توان به کتیبه بیستون اشاره کرد. فارسی باستان نخستین شکل ثبت‌شدهٔ زبان فارسی است و پایهٔ تاریخی زبان‌های ایرانی بعدی به‌شمار می‌آید.
فارسی میانه (پهلوی) که حدود قرن سوم پیش از میلاد تا قرن هفتم میلادی یعنی در دوره اشکانیان و ساسانیان استفاده می شد و شامل زبان پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی بود. این زبان در مقایسه با زبان فارسی باستان ساختار دستوری ساده تری داشت و خط مورد استفاده آن خط پهلوی با ریشه "آرامی" بود که کاربرد گسترده ای در امور دینی، اداری و ادبی داشت. از آثار مهم این دوره می توان متون دینی زرتشتی مانند اوستا و کتابهایی چون دینکرد، بندهشن و کارنامه اردشیر بابکان را نام برد. فارسی میانه حلقهٔ پیوند میان فارسی باستان و فارسی نو است و بسیاری از واژگان و مفاهیم فرهنگی امروز از این دوره به‌جا مانده‌اند.
فارسی نو (دری) که از قرن سوم هجری قمری ( 9 میلادی) تا کنون استفاده می‌شود، و بیشترین کاربرد آن در خراسان بزرگ (ایران شرقی، افغانستان و آسیای میانهٔ امروزی) بوده است. خط این زبان خط عربی با افزوده شدن چهار حرف فارسی " پ، چ، ژ، گ"  می باشد. دستور زبان این خط ساده تر است و بسیاری از واژگان عربی و سپس در دوره های بعد واژگان ترکی و اروپایی به این زبان افزوده شدند. گسترش این زبان به غیر از ایران در افغانستان، تاجیکستان، آسیای میانه، شبه قاره هند، آناتولی و قفقاز بود. این زبان دراصل زبان رسمی یا فرهنگی در دربارهای سامانی، غزنوی، سلجوقی، تیموری و گورکانی بوده است. از آثار برجسته این دوران شاهنامه فردوسی است که نقش حیاتی در تثبیت زبان فارسی داشته است و نیز آثار رودکی، سعدی، حافظ، مولوی، نظامی، جامی و بسیاری دیگر.  
از تحولات مهم در دوره معاصر، ساده نویسی و تحول نثر در زبان فارسی است. فارسی معاصر دارای گونه های مختلف است از جمله فارسی ایران، فارسی دری افغانستان و فارسی تاجیکی با خط سیریلیک.( خط روسی) اما با وجود تفاوت‌های آوایی و واژگانی، این گونه‌ها از نظر ساختار و فهم متقابل بسیار نزدیک‌ می باشند. 
در اصل زبان فارسی زبانی است با تداوم تاریخی کم‌نظیر که از کتیبه‌های سنگی هخامنشی تا شعر و رسانه‌های دیجیتال امروز امتداد یافته است. این زبان نه ‌تنها ابزار ارتباط، بلکه حامل هویت، فرهنگ، اندیشه و حافظهٔ تاریخی ایرانیان و بسیاری از ملت‌های منطقه بوده و هست. زبان فارسی در بین کشورهای عضو سازمان اکو نقشی تاریخی، فرهنگی و اجتماعی بسیار مهم داشته و همچنان دارد. 
در گذشته، زبان فارسی نه‌تنها زبان یک ملت، بلکه زبان مشترک تمدنی بخش بزرگی از جهان اسلام شرقی بوده است. از قرن‌های نخست اسلامی تا حدود قرن نوزدهم میلادی، فارسی زبان علم، ادب، دیوان‌سالاری، تاریخ‌نگاری و فرهنگ در بسیاری از مناطق بود.
در سرزمین‌هایی که امروزه شامل کشورهای عضو اکو مانند ایران، افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، پاکستان و بخش‌هایی از ترکیه هستند، فارسی نقش زبان رسمی یا فرهنگی غالب را ایفا می‌کرد. 
بزرگان علم و ادب آثاری خلق کردند که نه‌تنها در ایران، بلکه در سراسر منطقه اکو نفوذ عمیق داشت. در شبه‌قاره هند و آسیای میانه، دانستن فارسی نشانهٔ فرهیختگی و جایگاه اجتماعی بالا بود.
زبان فارسی توانست نقشی مهمی در ایجاد ارتباط میان اقوام و ملت‌های گوناگون ایفا نماید؛ مردمانی با زبان‌ها و نژادهای مختلف از طریق زبان فارسی با یکدیگر ارتباط فرهنگی و فکری برقرار کردند.
در روزگار معاصربا شکل‌گیری دولت– ملت‌های مدرن، نقش زبان فارسی در برخی کشورها کاهش یافت، اما همچنان حضور مؤثر و زنده‌ای دارد. همانطور که مشخص است ایران، افغانستان و تاجیکستان سه کانون اصلی زبان فارسی هستند. 
اما در کشورهایی مانند ازبکستان، ترکمنستان، پاکستان و ترکیه واژگان فارسی هنوز بخش مهمی از زبان‌های محلی را تشکیل می‌دهند و متون کلاسیک فارسی در دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی تدریس می‌شود و علاقه به شعر و عرفان فارسی، به‌ویژه آثار مولوی و حافظ، همچنان پررنگ است.
زبان فارسی حامل مفاهیمی چون عرفان، اخلاق، مدارا، عشق،عدالت و خردگرایی است که از طریق ادبیات و شعر به فرهنگ‌های منطقه منتقل شده است. بسیاری از آیین‌ها، ضرب‌المثل‌ها، داستان‌ها و ارزش‌های اجتماعی ریشه در ادبیات فارسی دارند. همچنین زبان فارسی به  شکل‌گیری هویت فرهنگی مشترک در منطقه کمک کرده و باعث انتقال دانش و تجربه‌های اجتماعی بین نسل‌ها شده است و می توان گفت که نقش مهمی در انسجام اجتماعی، به‌ویژه در جوامع چندقومیتی، ایفا کرده است.
امروزه زبان فارسی پلی است میان گذشتهٔ تمدنی و هویت معاصر ملت‌های منطقه، و این زبان فراتر از یک ابزار ارتباطی ساده است و در اصل می توان گفت که ستون فقرات یک تمدن مشترک بوده و می باشد. این زبان در گذشته عامل وحدت فرهنگی و علمی منطقه بود، و امروز نقشی مهم در هویت و دیپلماسی فرهنگی دارد و در آینده نیز می‌تواند زمینه‌ساز همگرایی بیشتر میان ملت‌های این حوزه شود. حفظ و گسترش زبان فارسی، در واقع پاسداشت تاریخ، فرهنگ و پیوندهای اجتماعی عمیق این منطقه است.
تهیه کننده: فیروزه محمدی نیا
۹
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.