بخش اول: ریشهها، تاریخ و گستره تمدنی
۱. ریشهشناسی و مفهوم
واژه «نوروز» ترکیبی است از دو بخش «نو» (به معنی جدید) و «روز» که در مجموع مفهوم «روز نو» را میرساند. این روز، نخستین روز سال در گاهشماری ایرانی (فروردینماه) است که با اعتدال بهاری (ورود خورشید به برج حمل) همزمان میشود.
۲. خاستگاه اسطورهای
کهنترین روایت درباره پیدایش نوروز در سده یازدهم میلادی توسط حکیم ابوالقاسم فردوسی در «شاهنامه» ثبت شده است. بر اساس این روایت، جمشید (پادشاه پیشدادی) پس از فرمانروایی بر جهان و آبادانی آن، تخت مرصعی ساخت و بر آن نشست. در آن روز، فرّه ایزدی بر او تابید و مردمان از شادی گرد او جمع شدند و آن روز را «نوروز» نامیدند. در روایات دیگر (ابوریحان بیرونی و ثعالبی)، جمشید سوار بر ارابهای که دیوان آن را به دوش میکشیدند، در یک روز از کوه دماوند به بابل سفر کرد و مردم با دیدن او که همچون خورشید میدرخشید، گفتند: «این روزی نو است». در اساطیر ایرانی، این جشن نماد پیروزی روشنایی بر تاریکی و آغاز نظمی نوین در جهان است.
۳. پیشینه تاریخی کهن
اگرچه تاریخ دقیق پیدایش نوروز نامشخص است، شواهد باستانشناسی و متون کهن، قدمت آن را به پیش از هخامنشیان نسبت میدهند.
دوره هخامنشیان (۵۵۰–۳۳۰ پیش از میلاد): بسیاری از پژوهشگران معتقدند که نقش برجستههای تخت جمشید، صحنههایی از بهپیشگاهآوردن هدایا توسط نمایندگان ملل مختلف را در جشن نوروز به تصویر میکشد.
دوره اشکانی و ساسانی (۲۴۷ پیش از میلاد – ۶۵۱ میلادی): نخستین اشاره مستقیم به نوروز در متون فارسی میانه (پهلوی) متعلق به دوره ساسانیان است. در این دوران، نوروز به عنوان مهمترین جشن ملی و دینی، با تشریفات مفصلی برگزار میشد.
ارتباط با آیین زرتشتی: نوروز ریشه عمیقی در باورهای زرتشتی دارد. مراسم فروردگان (بزرگداشت ارواح درگذشتگان) در روزهای پایانی سال و پیوند آن با نوروز، نشاندهنده این ارتباط عمیق است.
۴. تثبیت گاهشماری و دقت نجومی
در سده یازدهم میلادی (دوره سلجوقی)، گروهی از دانشمندان به سرپرستی عمر خیام و به دستور خواجه نظامالملک، تقویم جلالی را تدوین کردند. در این تقویم، آغاز سال (نوروز) با دقتی بالا بر مبنای اعتدال بهاری تعریف شد که از نظر دقت نجومی از تقویم میلادی آن دوره نیز پیشی گرفته است.
۵. نوروز در دوره اسلامی
پس از ظهور اسلام، نوروز نه تنها از میان نرفت، بلکه به عنوان یک سنت فرهنگی با مفاهیم جدید پیوند خورد. در افغانستان، برخی روایات آغاز خلافت حضرت علی (ع) را با نوروز همزمان دانستهاند. در ایران نیز علمای دینی و محدثان شیعه، احادیثی را نقل کردند که بر مشروعیت این جشن صحه میگذاشت. سلسلههای ایرانیتبار پس از اسلام، با افتخار به احیای نوروز پرداختند و شاعرانی چون رودکی و فرخی سیستانی اشعار بسیاری در وصف آن سرودهاند.
۶. جایگاه بینالمللی
فرهیختگی، قدمت و پیامآور صلح و دوستی نوروز، موجب شد تا سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۰ با تصویب قطعنامه ۶۴/۲۵۳، ۲۱ مارس را به عنوان «روز جهانی نوروز» به رسمیت بشناسد. پیش از آن در سال ۲۰۰۹، یونسکو این آیین را به عنوان میراث فرهنگی ناملموس بشریت ثبت کرده بود. دبیرخانه سازمان اکو و مؤسسه فرهنگی اکو هر ساله مراسم باشکوهی برای گرامیداشت این میراث مشترک برگزار میکنند.
بخش دوم: آیینهای استقبال از نوروز در گستره اکو
۱. چهارشنبهسوری و آیینهای آتش
ایران: شب واپسین سهشنبهی سال، مردم با برافروختن آتش و پریدن از روی آن، ترانهی معروف «زردی من از تو، سرخی تو از من» را زمزمه میکنند. این عمل نمادی از بلاگردانی و تسلیم بیماریها به آتش است.
جمهوری آذربایجان: در چهار هفته منتهی به نوروز، هر چهارشنبه (آب، آتش، باد و خاک) جشن گرفته میشود و مردم از روی آتش میپرند.
ترکیه: یکی از آیینهای اصلی نوروز در میان کردها و علویان، روشن کردن آتش و پریدن از روی آن است.
۲. قاشقزنی و آیینهای مشابه
ایران: آیین قاشقزنی با پوشاندن چهره و ناشناس رفتن به در خانهها انجام میشود. ریشهی این آیین به باورهای کهن زرتشتی و بازگشت فروهرها (ارواح نیاکان) در روزهای پایانی سال بازمیگردد.
جمهوری آذربایجان: آیین مشابهی با نام «پاپاقآتما» (کلاهاندازی) وجود دارد: کودکان کلاههای خود را جلوی در همسایگان میگذارند و پنهان میشوند تا همسایگان کلاهها را با شیرینی پر کنند.
ترکیه: بازیهای سنتی مختلفی در این ایام انجام میشود که نمونهای از تعاملات اجتماعی و شبنشینیهای نوروزی است.
۳. کوزهشکنی و فالگوشایستادن
در ایران، مردم کوزههای سفالین کهنه را که نماد غم و بدیمنی بودند، از پشت بام به کوچه میشکستند تا قضا و بلا از خانه دور شود. فالگوشایستادن نیز از دیگر رسوم کهن برای حاجتخواهی بود که در شب چهارشنبهسوری انجام میشد.
بخش سوم: سفرهها و نمادهای نوروزی در ده کشور اکو
۱. ایران: هفتسین
هستهی اصلی جشنهای نوروزی در ایران، چیدن سفرهی هفتسین است. این سفره با هفت قلم نمادین که نام آنها با حرف «سین» شروع میشود، چیده میشود:
· سبزه: نماد زایش و طراوت (از پیش از نوروز رویاندن آن آغاز میشود)
· سمنک: نماد برکت و شیرینی (پختنی از جوانهی گندم)
· سیب: نماد زیبایی و تندرستی
· سیر: نماد سلامت و دارو
· سرکه: نماد صبر و شکیبایی
· سنجد: نماد عشق و دلباختگی
· سماق: نماد طلوع خورشید و رنگ زندگی
· دیگر اجزای سفره مانند قرآن، آینه، شمع، ماهی قرمز، تخممرغ رنگی و کتاب حافظ نیز هر یک نمادی از مفاهیم دینی، نور، برکت و آیندهنگری هستند.
۲. افغانستان: هفتمیوه و هفتسین
در افغانستان، سنت غالب، تهیهی «هفتمیوه» است که شامل هفت نوع میوه خشک خیسشده (مانند کشمش، پسته، بادام، گردو، سنجد، زردآلوی خشک و فندق) میباشد. این معجون میوه نماد فراوانی و برکت است و در آغاز سال نو خورده میشود. با این حال، در برخی مناطق شهری، سفره هفتسین به سبک ایرانی نیز چیده میشود.
۳. جمهوری آذربایجان: خنچه
در جمهوری آذربایجان، سفره هفتسین به شکل ایرانی رایج نیست و به جای آن، «خنچه» (سفرهی ویژه نوروز) چیده میشود. خنچه شامل سبزه (سمنی)، شمع، تخممرغ رنگی و شیرینیهای سنتی (شکرپوره، باقلوة، قوقال) است. جالب اینکه در آذربایجان نیز سفره نوروزی حداقل شامل هفت خوراکی است که با حرف "س" شروع میشوند، اما این خوراکیها متفاوت هستند: سو (آب)، سود (شیر)، سمنی (سبزه گندم)، سبزه (سبزی خوراکی)، سوماخ (سماق)، سونبول (سنبل) و غیره. سمنی (سبزه) که با روبان قرمز بسته میشود، در مرکز خنچه قرار میگیرد. روز قبل از نوروز، خانوادهها به زیارت اهل قبور میروند و شب عید، خانواده دور سفرهای (خنچه) که با شمع و آینه تزیین شده، جمع میشوند.
۴. تاجیکستان: سمنک و آیینهای محلی
در تاجیکستان، سفره هفتسین به شکل کلاسیک وجود ندارد. نوروز با غذاهای محلی، شعرخوانی، پخت سمنک (سمنو) و آیینهای فولکلوریک جشن گرفته میشود.
۵. ازبکستان: سومنک و جشنهای جمعی
در ازبکستان نیز سفره هفتسین رایج نیست. نوروز با تهیهی سومالک (سمنو) در جشنهای شبانه و به صورت جمعی برگزار میشود. زنان در کنار دیگهای بزرگ جمع میشوند و ضمن همزنی سومالک، آواز میخوانند و برای سال نو آرزو میکنند. موسیقی سنتی، رقصهای محلی و بازیهای گوناگون از دیگر اجزای نوروز در ازبکستان است.
۶. ترکمنستان: سمنک و آیینهای ملی
در ترکمنستان، سفره هفتسین رایج نیست. نوروز بیشتر بر آیینهای ملی، موسیقی و غذاهای ویژهی نوروزی متمرکز است. سمنک (سمنو) به عنوان بخشی از آیینهای نوروزی در این کشور تهیه میشود.
۷. قزاقستان: کؤژه
در قزاقستان نیز سفره هفتسین وجود ندارد. آیینهای نوروزی با تهیهی غذای ویژهای به نام «کؤژه» (یا "ناوریز کؤژه") برگزار میشود؛ این یک نوع سوپ یا آش سنتی است که از هفت جزء تهیه میشود (بدون آنکه لزوماً با حرف "س" شروع شوند). امروزه قزاقستان نوروز را با عنوان «نوروزنامه» به مدت ده روز (از ۱۴ مارس تا ۲۲ مارس) جشن میگیرد که شامل برپایی یورتها، غذاهای سنتی، ورزشهای کوچنشینی و نمایشگاههای صنایع دستی است.
۸. قرقیزستان: جشنهای قومی و غذاهای محلی
در قرقیزستان، سفره هفتسین وجود ندارد. نوروز با جشنهای قومی، مسابقات سنتی مانند اسبدوانی و غذاهای محلی برگزار میشود.
۹. پاکستان: جوامع زرتشتی و فارسیزبان
در پاکستان، چیدن سفره هفتسین در سطح ملی رایج نیست. نوروز عمدتاً در میان فارسیزبانان، شیعیان و پارسیان (زرتشتیان) جشن گرفته میشود.
۱۰. ترکیه: نوروز کردی و علوی
در ترکیه، سفره هفتسین وجود ندارد. نوروز (نوروز) عمدتاً در میان کردها و علویان با جنبهای آیینی و اجتماعی-فرهنگی جشن گرفته میشود. روشن کردن آتش، پرش از روی آن، رقصهای محلی و شعرخوانی از اجزای اصلی این جشن هستند.
بخش چهارم: سمنک؛ عنصر مشترک آشپزی نوروزی
پخت سمنک (سمنو، سومالک، سمنی) یکی از مهمترین عناصر فرهنگی مشترک در میان کشورهای حوزه نوروز است.
ایران، افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان: در این کشورها، پخت سمنک یک آیین سنتی جمعی در روزهای پایانی سال است. در ایران، سمنک جزء اصلی سفره هفتسین است. در ازبکستان، پخت شبانه و جمعی سومالک با آوازخوانی همراه است. در جمهوری آذربایجان نیز حلوای سمنی تهیه میشود.
قزاقستان و قرقیزستان: پخت سمنک عمدتاً در میان اقلیتهای تاجیک و ازبک مشاهده میشود و یک سنت ملی محسوب نمیشود.
ترکیه و پاکستان: پخت سمنک در این کشورها رایج نیست.
بخش پنجم: سیزدهبدر و آیینهای پایانی
ایران: سیزدهبدر (سیزدهم فروردین) روز پایان جشنهای نوروزی است. مردم برای گریز از نحسی عدد ۱۳ (بر اساس باورهای کهن) به دامان طبیعت پناه میبرند. گرهزدن سبزه برای باز شدن بخت و سپردن سبزههای سفره هفتسین به آب روان، از مهمترین آیینهای این روز است. فلسفه این روز به باور آفرینش جهان در طی ۱۲ هزار سال بازمیگردد که روز سیزدهم نماد آشفتگی جهان نخستین است و باید در طبیعت به سر برد.
افغانستان: مردم به زیارت اماکن متبرکه میروند و علم (جندا) اماکن متبرکه را برپا میکنند. همچنین روز «دهقان» (کشاورز) گرامی داشته میشود.
بخش ششم: روایتهای آفرینش و پیدایش نوروز
در کنار آیینهای زمینی و مردمی، نوروز با روایتهای آسمانی و اسطورهای نیز گره خورده است.
اسطورهی آفرینش در آیین زرتشتی: در باورهای کهن زرتشتی، بر اساس متون پهلوی، در روز رستاخیز که آن نیز در نوروز روی خواهد داد، جهان بیمرگ و بیرنج خواهد شد و اهریمن نابود میگردد. بنابراین، نوروز نمادی از بازآفرینی کیهان و رستاخیز نهایی است.
روایت جمشید و عصر طلایی: مشهورترین روایت اسطورهای پیدایش نوروز، به جمشید بازمیگردد. روزگار جمشید در اساطیر ایران، به عنوان عصر طلایی و دورهای سرشار از برکت و شادابی یاد شده است.
بازگشت زمان به آغاز: میرچا الیاده، اسطورهپژوه بزرگ، معتقد است که جشن سال نو، فرصتی برای «بازگشت به آغاز» و تکرار آیینی آفرینش است. نوروز نمادی از رجعت به زمان ازلی و تجدید خلقت است.
نتیجهگیری
از قاشقزنی در ایران که یادآور بازگشت ارواح نیاکان است تا کؤژهی قزاقی با هفت جز؛ از سفره هفتسین ایرانی با نمادهای عمیق فلسفیاش تا خنچهی آذربایجانی با شیرینیهای ماه و خورشیدگونه؛ از هفتمیوهی افغانستانی تا سومنک ازبکی که با آواز و رقص شبانه پخته میشود؛ و از آتش نوروزی ترکیه تا آیینهای پرشور قرقیزی و ترکمنی، همه و همه نشان میدهد که نوروز صرفاً یک جشن فصلی نیست، بلکه یک نظام اسطورهای-آیینی پیچیده است. این نظام، مرگ و زندگی، تاریکی و روشنایی، آشفتگی و نظم را در هم میآمیزد.
این جشن باستانی، با وجود تنوعهای محلی، در هستهی خود حامل پیامهای مشترکی است: نوزایی، امید، همبستگی، صلح و احترام به طبیعت. نوروز نمایشی باشکوه از پیوستگی فرهنگها و گفتوگوی تمدنهاست. سازمان اکو و مؤسسه فرهنگی اکو با گرامیداشت این میراث مشترک، بر نقش نوروز به عنوان پل ارتباطی میان ملتها و نماد همگرایی فرهنگی در منطقه تأکید دارند. نوروز، این یادگار کهن، هر ساله با فرارسیدن بهار، فرصتی دوباره برای نو شدن و پیوند با ریشههای ازلی هستی به بیش از ۳۰۰ میلیون انسان در گسترهی اکو و فراتر از آن ارزانی میدارد.