تحلیل تاریخی–فرهنگی سازهای مشترک موسیقی در قلمرو اکو

تحلیل تاریخی–فرهنگی سازهای مشترک موسیقی در قلمرو اکو
سازهای مشترک موسیقی
بمنظور بررسی سازهای مشترک میان کشورهای عضو اکو، باید به ریشه‌های تاریخی، مسیرهای فرهنگی و ساختار موسیقی منطقه نگاه کنیم. منطقه اکو عملاً بخش بزرگی از حوزه تمدنی ایران‌زمین، آناتولی و آسیای میانه را در بر می‌گیرد؛ جایی که جاده ابریشم باعث تبادل مداوم سازها، مقام‌ها و سنت‌های موسیقی شده است و البته بخش بزرگی از این کشورها در گذشته تحت تأثیر فرهنگ ایرانی، ترک و اسلامی بوده‌اند. لذا سازها همراه با بازرگانانَ، صوفیان و هنرمندان جابه‌جا شده‌اند.
سازهای موسیقی مشترک میان کشورهای عضو به دلیل پیشینه فرهنگی و تاریخی مشترک در منطقه ایران‌زمین، آناتولی، آسیای میانه و شبه‌قاره، بسیار قابل توجه‌اند. از سازهای موسیقی مشترک میان کشورهای عضو اکو می توان به سازهای ذیل اشاره نمود: 
دوتار، ساز روایت و حماسه، که یک ساز مضرابی با دو سیم است و در ایران، ترکمنستان، افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان رایج است و در آسیای میانه یکی از اصلی ترين سازهای موسیقی مقامی است. 
تنبور / دمبوره که در ایران، ترکیه، افغانستان و تاجیکستان رایج است و در هر منطقه نام و شکل متفاوتی دارد ( در افغانستان دمبوره نامیده می شود و در ترکیه باغلاما نامیده می شود). ریشه این خانواده ساز احتمالاً به دوران ساسانی می‌رسد و بعدها در آناتولی و آسیای میانه گسترش یافته است.
نی که یک ساز بادی است و در موسیقی عرفانی جایگاه ویژه ای دارد و در کشورهای ایران، ترکیه، پاکستان، آذربایجان و برخی کشورهای آسیای میانه رایج است. در موسیقی صوفیانه ایران و ترکیه جایگاه ویژه دارد و این ساز در آیین مولویه ترکیه بسیار حائز اهمیت است و در آسیای میانه نیز در موسیقی مقامی کاربرد دارد.
دف ساز آیینی و جمعی است و در ایران، ترکیه، پاکستان و افغانستان رایج است. این  ساز کوبه ای دایره ای شکل است و بسیار مرتبط با موسیقی صوفیانه است. کاربرد این موسیقی بیشتر در
موسیقی ذکر و سماع و مراسم آیینی و شادی‌های محلی می باشد. در طریقت قادریه (به‌ویژه در غرب ایران و عراق) دف ابزار اصلی ذکر است و تکرار آن به ایجاد حالت خلسه کمک می‌کند.
کمانچه در ایران، آذربایجان، ترکمنستان و ازبکستان رایج است و یک ساز آرشه ای است که صدای نافذ و کشیده دارد و البته در کشور آذربایجان شکل تکامل یافته ای دارد. 
رباب یکی از قدیمی ترین سازهای منطقه است و در موسیقی کلاسیک افغان بسیار مهم است. این ساز در افغانستان، ایران، پاکستان و تاجیکستان رایج است.
سورنا / زورنا ساز بادی پرصدا و ساز فضای بازاست که معمولا همراه با دهل در مراسم محلی نواخته می شود و در ایران، ترکیه، آذربایجان، آسیای میانه رایج است.
قانون یک ساز زهی-مضرابی با جعبه صوتی ذوزنقه ای است که بیشتر در موسیقی دستگاهی و کلاسیک منطقه استفاده می شود و در ایران، ترکیه و آذربایجان رایج است. 
اکثر سازهای مشترک در منطقه اکو از خانواده سازهای زهی (به‌ویژه سازهای دسته‌دار مانند دوتار و تنبور) هستند و ریشه در موسیقی مقامی و عرفانی دارند که در مسیر جاده ابریشم در بین این کشورها گسترش یافته اند. 
نقش تصوف در گسترش سازهای موسیقی در حوزه کشورهای عضو اکو را نیز باید در نظر گرفت. تصوف در واقع نه ‌تنها یک جریان معنوی، بلکه یک شبکه گسترده فرهنگی–اجتماعی فرامرزی بوده که از ایران تا ترکیه، آذربایجان،افغانستان، پاکستان و سراسر آسیای میانه گسترش داشته است. در این زمینه موسیقی نه ابزار سرگرمی، بلکه وسیله سلوک و تجربه معنوی محسوب می‌شد. در بسیاری از دوره‌های تاریخی، موسیقی در برخی جوامع اسلامی با محدودیت‌های فقهی روبه‌رو بوده است. اما صوفیان با مفهوم "سماع" (شنیدن برای اتصال به حقیقت) به موسیقی مشروعیت معنوی دادند. بسیاری از خانقاه‌ها به مراکز اجرای موسیقی آیینی تبدیل شدند. سازها از فضای درباری به فضای مردمی–عرفانی انتقال یافتند و بعضا موسیقی کارکرد درمانی و روحانی پیدا کرد.
 طریقت‌ها ( مانند مولویه، قادریه و غیره ) به‌عنوان شبکه انتقال فرهنگی عمل نمودند و جغرافیای موسیقی منطقه اکو را یکپارچه نمودند و مریدان این طریقت‌ها میان شهرهای بزرگ مانند نیشابور، بخارا، قونیه، هرات و لاهور و غیره  در رفت‌ و آمد بودند و این جابه‌جایی باعث انتقال سازها از منطقه‌ای به منطقه دیگرشد و تکنیک‌های نوازندگی تغییر و تکامل یافتند.
 

 

 

 

۱۱
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.