دانش سنتی لنج‌سازی و دریانوردی خلیج فارس

دانش سنتی لنج‌سازی و دریانوردی خلیج فارس
Traditional Lanj Building
دانش سنتی لنج‌سازی و دریانوردی با لنج‌های ایرانی در خلیج فارس که در فهرست میراث ناملموس نیازمند پاسداری فوری یونسکو به ثبت رسیده، فراتر از یک هنر صنعتی، روایتگر پیوند ناگسستنی هزاران ساله مردم جنوب ایران با پهنه بیکران دریا و کهن‌ترین راه‌های تجاری جهان است.
دانش سنتی لنج‌سازی و دریانوردی با لنج‌های ایرانی در خلیج فارس با عنوان رسمی “Traditional skills of building and sailing Iranian Lenj boats in the Persian Gulf” در سال ۲۰۱۱ به عنوان هشتمین میراث ناملموس ایران در فهرست «میراث ناملموس نیازمند پاسداری فوری» یونسکو به ثبت رسید. این ثبت به دلیل کاهش شدید انتقال این دانش از نسلی به نسل دیگر و جایگزینی لنج‌های چوبی با شناورهای فایبرگلاس و موتوری صورت گرفته است. این دانش فراتر از یک مهارت فنی، روایتی از پیوند هزارساله ایرانیان با دریاست و شامل مجموعه‌ای از ادبیات شفاهی، اصطلاحات تخصصی، تکنیک‌های ناوبری، موسیقی کار (نِمه‌خوانی) و حتی جشن‌ها و آیین‌های خاص است. لنج که در قدیم به آن «جهاز» نیز می‌گفتند، شناوری چوبی و دست‌ساز است که از دیرباز برای مسافرت‌های دریایی، تجارت، ماهیگیری و غواصی مروارید به کار می‌رفته است. امروزه نیز کارگاه‌های ساخت این لنج‌های چوبی عمدتاً در استان‌های هرمزگان، بوشهر، سیستان و بلوچستان و خوزستان فعال هستند. از مهم‌ترین مراکز لنج‌سازی در ایران می‌توان به بنادر کنگ، لافت، گوران، پُهل، جاسک، گناوه و چابهار اشاره کرد که هر کدام نقش عمده‌ای در حفظ و تداوم این هنر دیرینه داشته‌اند.
دریانوردان و سازندگان لنج در بنادری نظیر «کُنگ» و «لافت»، این شناورهای عظیم چوبی را بدون هیچ نقشه مکتوبی و تنها با تکیه بر محاسبات ذهنی و دانش تجربی که از پدر به پسر منتقل شده است، می‌ساختند. این استادکاران که «جلاف» یا «گلاف» نامیده می‌شوند، با مهارت تمام، لنج‌ها را به گونه‌ای می‌ساختند که قادر به تحمل سفرهای طولانی و طاقت‌فرسای اقیانوسی باشند. از جمله مهم‌ترین انواع شناورهای ساخته شده می‌توان به «جالبوت» (باربری با ظرفیت تقریبی ۵ تا ۱۰۰ تن)، «سنبوک»، «بوم» (بزرگ‌ترین نوع لنج با ظرفیت تقریبی ۲۰ تا ۳۰۰ تن) و «بغله» اشاره کرد. «بوم» به عنوان قوی‌ترین نوع لنج شناخته می‌شود و سفرهای موسوم به «گپ» (سفرهای تجاری طولانی‌مدت) با همین شناورها انجام می‌گرفت. مواد اولیه ساخت این شناورها، شامل چوب‌های جنگلی مرغوب و مقاومی مانند «سای» (چوب ساج از هند) و چوب «کُنار» و «کِرَت» محلی برای بدنه و اسکلت اصلی است. از نکات جالب توجه، مراسم آیینی ویژه‌ای است که هنگام به آب انداختن لنج برگزار می‌شود. در این مراسم که با خواندن اشعاری به نام «سَلی» همراه است، سازندگان لنج با آوازهای محلی که محتوایی مبتنی بر درود و صلوات دارد، انرژی و همکاری خود را دوچندان می‌کنند.
بخش جدایی‌ناپذیر دیگری از این میراث، موسیقی کار در دریا یا «نِمه‌خوانی» (یا نی‌مه‌خوانی) است. نِمه‌خوانی گونه‌ای از کارآواهاست که معمولاً در میان جاشوان و دریانوردان بوشهری رواج دارد و برای هماهنگ‌سازی حرکات و افزایش انگیزه و روحیه کارکنان لنج به کار می‌رود. در این نوع آواز، یک نفر به عنوان تکخوان شعر می‌خواند و بقیه افراد با گفتن عبارت‌هایی مانند «هله مالی» یا «هله» او را همراهی می‌کنند. نکته جالب این است که برای هر فعالیت سنگین دریایی، نِمه‌خوانی مخصوصی با ضرب‌آهنگ و ریتم ویژه وجود دارد؛ از نِمه‌خوانی پاروزنی (مِیداف) و بادبان‌کشی (شراع) گرفته تا لنگرکشی و راهی‌کردن لنج به دریا (اوشار). این آوازها که در گذشته گاهی با نواختن سازهای کوبه‌ای ساده مانند دایره و دمام همراه بود، نقشی حیاتی در تهییج روحیه و تحمل سختی‌های کار در دریا داشتند.
دریانوردان ایرانی در کنار مهارت در ساخت، دانش پیچیده‌ای از ناوبری سنتی نیز داشتند. آن‌ها با بهره‌گیری از موقعیت خورشید، ماه و ستارگان و استفاده از فرمول‌هایی ویژه، قادر به محاسبه طول و عرض جغرافیایی و تعیین مسیر حرکت در دل اقیانوس بودند. این دانش که عمدتاً به صورت شفاهی و از پدر به پسر منتقل شده بود، به ناخدایان ایرانی اجازه می‌داد تا بدون استفاده از ابزارهای مدرن، مسیرهای دشوار جاده ابریشم دریایی را تا سواحل آفریقا (مانند زنگبار و مومباسا) و هند بپیمایند. همچنین، این ملوانان با تکیه بر نشانه‌های طبیعی مانند رنگ آب دریا (برای مثال، رنگ سبز آب را نشانه وزش باد قریب‌الوقوع می‌دانستند)، ارتفاع امواج، شکل ابرها و حتی صدای پرندگان، وضعیت آب و هوا را پیش‌بینی کرده و از وجود بادهای مختلف که هر یک نامی خاص داشتند، برای به حرکت درآوردن بادبان‌های لنج استفاده می‌کردند. یونسکو نیز در توضیحات رسمی پرونده، به صراحت بر این دانش پیش‌بینی هوا و فنون ناوبری سنتی تأکید کرده است.
با وجود اهمیت والای این سنت دیرینه، دانش لنج‌سازی و دریانوردی سنتی امروزه به عنوان میراثی در حال نابودی تلقی می‌شود. هزینه‌های بالای ساخت (از جمله تهیه چوب‌های مرغوب و تجهیزات جانبی)، زمان طولانی ساخت (برای یک لنج چوبی بزرگ گاهی تا یک سال و نیم زمان صرف می‌شود) و جایگزینی لنج‌های چوبی با شناورهای فایبرگلاس و موتوری ارزان‌تر، باعث شده است تا استقبال از این هنر کهن به شدت کاهش یابد و بیشتر کارگاه‌های موجود به مرمت لنج‌های قدیمی بسنده کنند. به همین دلیل، فلسفه، زمینه مذهبی، فرهنگ و سنت دریانوردی خلیج فارس در حال محو شدن است و امروزه تنها جامعه‌ای کوچک از افراد مسن‌تر همچنان در این حرفه مشغول به فعالیت هستند. با این حال، در سال‌های اخیر تلاش‌هایی برای احیای این میراث ارزشمند صورت گرفته است. به عنوان نمونه، گزارش‌هایی از مرمت و بازسازی چند فروند لنج چوبی قدیمی از کلاس «بوم» در بندر کنگ منتشر شده است که با سرمایه‌گذاری خصوصی و عمومی، به منظور توسعه گردشگری دریایی به عنوان هتل‌ها و جاذبه‌های شناور در آب‌های خلیج فارس مورد بهره‌برداری قرار گرفته‌اند. امید می‌رود این اقدامات بتواند توجه نسل جدید را به این گنجینه ارزشمند فرهنگی جلب کرده و از فراموشی کامل آن جلوگیری کند.

 

 

 

 

۱۰۶
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.