این بناها که عمدتاً توسط معمار بزرگ «عجمی بن ابوبکر نخجوانی» (Ajami ibn Abubakr Nakhchivani) طراحی و ساخته شدهاند، بنیانگذار «مکتب معماری نخجوان» محسوب میشوند و تأثیر عمیقی بر معماری نه تنها آذربایجان، بلکه بر سراسر خاورمیانه و آناتولی گذاشتهاند . نخجوان در آن دوره پایتخت دولت قدرتمند «اتابکان» (سلسلۀ اِلْدِگیزیان، ۱۱۳۶-۱۲۲۵ میلادی) بود و این آرامگاهها به دستور فرمانروایان این سلسله برای بزرگداشت همسران، فرماندهان و عالمان دینی ساخته میشدند. مهمترین و مشهورترین این بناها، «آرامگاه مومینه خاتون» (Momine Khatun) و «آرامگاه یوسف بن کُثَیْر» (Yusif ibn Kuseyr) هستند که هر دو در فهرست موقت میراث جهانی یونسکو (Tentative List) به ثبت رسیدهاند و نیازمند حفاظت فوری (Urgent Safeguarding) تشخیص داده شدهاند. این آرامگاهها که گاه «گنبدهای آتابی» (Atabey Gumbazi) نیز خوانده میشوند، نمونههایی نادر از معماری آرامگاهیِ برجیشکل در جهان اسلام هستند و علیرغم گذشت بیش از هشتصد سال، هنوز استوار و پابرجا ایستادهاند.
آرامگاه مومینه خاتون که بیگمان شاهکار عجمی نخجوانی است، در سال ۵۸۲ هجری قمری (مطابق ۱۱۸۶-۱۱۸۷ میلادی) به دستور شمسالدین اِلْدِگیز، بنیانگذار دولت اتابکان، برای گرامیداشت همسرش مومینه خاتون ساخته شد و ساخت آن توسط پسرش محمد جهان پهلوان به پایان رسید . این بنا که در گذشته بلندای آن به بیش از ۳۰ متر میرسیده و امروز نیز حدود ۲۵ متر ارتفاع دارد، به شکل برجی دهگوش (decagon) با پلان دهضلعی طراحی شده است . هر یک از ده وجه این برج با کتیبهها و نقوش هندسی و گیاهیِ بسیار پیچیده و ظریف پوشیده شده است و آجرکاریهای آن به حدی استادانه و حسابشده است که بسیاری از پژوهشگران آن را نقطهٔ اوج معماری آجری در قفقاز و ایران میدانند . درون بنا یک سردابه (سرداب) قرار دارد که جایگاه اصلی دفن است و بر فراز آن، اتاقک آرامگاهی با گنبدی دوپوش (double dome) ساخته شده که نمونهای نادر و از نظر مهندسی بسیار پیشرفته به شمار میرود . کتیبهای که بر بدنه این بنا نقش بسته، فلسفۀ عجمی را در باب جاودانگی هنر و معماری بازتاب میدهد: «ما میرویم، جهان برای همیشه میماند. ما میرویم، جهان میماند. ما میمیریم، این (بنا) به یادگار ما خواهد ماند» .
آرامگاه یوسف بن کُثَیْر که به «آتابابا» (Atababa) نیز معروف است، اندکی قدیمیتر از آرامگاه مومینه خاتون است و در سال ۵۵۷ هجری قمری (مطابق ۱۱۶۱-۱۱۶۲ میلادی) ساخته شده است . این بنا نیز به شکل برجی هشتگوش (octagonal) طراحی شده و برخلاف آرامگاه مومینه خاتون که ده ضلع دارد، هشت ضلع آن به زیبایی با آجرکاریهای هندسی و کتیبههای قرآنی تزئین شده است . این آرامگاه برای یوسف بن کُثَیْر، که بر اساس کتیبهها «سیدِ شیوخ، زیبایی اسلام، عقل دین و خواجهای بزرگوار» توصیف شده، ساخته شده است. از نظر معماری، این بنا به دلیل بهرهمندی از «سقف هرمی شکلِ بالایی» (pyramidal cover) که از آجر ساخته شده و طی هشتصد سال تقریباً بدون آسیب باقی مانده، در میان برجآرامگاههای آذربایجان بینظیر است . ضخامت دیوارهای این بنا ۸۰ سانتیمتر است و در زیرزمین آن سردابهای تعبیه شده که برای جلوگیری از رطوبت، مجرای تهویهای استوانهای شکل در میانۀ آن کار گذاشته شده است. نام معمار «عجمی بن ابوبکر نخجوانی» بر کتیبۀ سمت چپ نمای اصلی این بنا حک شده است. علاوه بر این دو بنا، مجموعۀ معماری آتابکان در نخجوان شامل مسجد جامع، مدرسه، کاروانسرا و دروازهای بزرگ با دو مناره بوده که متأسفانه بخش بزرگی از آنها در طول سدههای بعدی تخریب شده و امروزه تنها دو مناره و یک طاق نما از آن مجموعه بر جای مانده است .
ارزش علمی و هنری آرامگاههای نخجوان فراتر از مرزهای جمهوری آذربایجان است و معماران و پژوهشگران بسیاری را به خود جلب کرده است. سبک و سیاق این بناها که تلفیقی از معماری سلجوقی، تأثیرات ایرانی (ویژگیهای ساسانی و اوایل اسلامی) و عناصر بومی قفقاز است، بعدها بر معماری آرامگاهها در سراسر منطقه تأثیر گذاشت. نمونههای مشابهی از این سبک را میتوان در «سه گنبد» (Se Gunbad) در کنار دریاچۀ ارومیه (ساخت ۱۱۸۴ میلادی)، «گنبد کبود» در مراغه (ساخت ۱۱۹۶ میلادی)، آرامگاه گلستان در نزدیکی نخجوان، آرامستان قرهباغلار، و حتی آرامگاههای سینان، معمار بزرگ عثمانی در استانبول، مشاهده کرد . عجمی نخجوانی در زمان حیات خود چنان اعتباری داشت که لقب «رئیس مهندسان» (chief of engineers) را از آن خود کرد و منابع شرقی از او به عنوان «صاحبذکاوت» (intelligens) یاد میکنند. نکته جالب توجه دیگر، استفاده از «آجر» و «سنگ» به عنوان مصالح اصلی در این بناهاست که هر دو نقش بارزی در معماری تاریخی جمهوری آذربایجان دارند؛ آجر به دلیل انعطافپذیری در نقشپردازیهای هندسی و سنگ به دلیل استحکام و ماندگاری، دست به دادهاند تا شگفتیهایی چون آرامگاه مومینه خاتون را بیافرینند .
آرامگاههای نخجوان گواهی بر شکوفایی علمی، هنری و معماری در قلب قفقاز در سدۀ دوازدهم میلادی هستند؛ دورهای که منطقه نه تنها شاهد جنگ و منازعه، که عرصۀ نوآوریهای فرهنگی و تبادل اندیشههای هنری میان ایران، آناتولی، قفقاز و جهان اسلام بود. عجمی نخجوانی، این معمار بزرگ، از دل فرهنگ ایرانی برخاست، اما آثارش مرزهای سیاسی را درنوردید و الهامبخش نسلهای بعدی معماران در ترکیه، ایران و قفقاز شد. این آرامگاهها نمونۀ عالی از «میراث مشترک معماری» هستند؛ میراثی که فراتر از ملیتگراییهای مدرن، به ما یادآوری میکند که زبان هنر و معماری هیچ مرزی نمیشناسد. حفاظت از این آثار کهن در برابر تهدیدات طبیعی و انسانی، یک مسئولیت جمعی برای تمامی اعضای اکو است؛ چراکه این بناها نه متعلق به جمهوری آذربایجان، که میراث مشترک تمدن-ایرانی-ترکی در پهنه اکو به شمار میروند.