موسیقی سنتی ایرانی (ردیف) نظام مدون دستگاه‌ها و آوازها

موسیقی سنتی ایرانی (ردیف) نظام مدون دستگاه‌ها و آوازها
موسیقی سنتی ایرانی
موسیقی سنتی ایرانی که با نام «ردیف» (Radif) نیز شناخته می‌شود، یکی از کهن‌ترین سنت‌های زندۀ موسیقی کلاسیک در جهان است که ریشه در تمدن ایرانی دارد و تأثیر عمیقی بر موسیقی کشورهای همسایه، به‌ویژه ترکیه، آذربایجان، ارمنستان، گرجستان، عراق، افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان گذاشته است.
«ردیف» در لغت به معنای «صف کشیدن» یا «مرتب کردن» است و در اصطلاح موسیقی، به مجموعه‌ای از گوشه‌ها (ملودی‌های کوتاه و مدون) گفته می‌شود که در هفت دستگاه (شور، ماهور، همایون، نوا، سه‌گاه، چهارگاه و راست‌پنجگاه) و پنج آواز (بیات‌ترک، ابوعطا، دشتی، افشاری و بیات‌اصفهان) سازماندهی شده‌اند. هر دستگاه شامل ده‌ها گوشه است و تعداد دقیق آن بسته به روایت استادان مختلف متفاوت است؛ اما به طور کلی مجموع گوشه‌های ردیف بیش از ۲۵۰ قطعه ملودیک را در بر می‌گیرد که اجرای کامل یک دستگاه ممکن است تا دو ساعت به طول انجامد.
برخلاف موسیقی کلاسیک غربی که بر هارمونی (هم‌آوایی) استوار است، موسیقی ایرانی بر «ملودی» (نغمه) و «ریتم» (ایقاع) تکیه دارد و از «فواصل ریزپرده‌ای» (Microtones) استفاده می‌کند. در دانش موسیقی‌شناسی، گاهی از واژۀ ساده‌شده «ربع‌پرده» (Quarter-tone) برای اشاره به این فواصل استفاده می‌شود، اما در واقع موسیقی ایرانی متکی بر فواصل غیراستاندارد ظریف‌تری (مانند سری و کرن) است که آن را از نظام خالص غربی متمایز می‌سازد. سازهای اصلی موسیقی سنتی ایرانی عبارتند از: «تار»، «سه‌تار»، «تنبک»، «کمانچه»، «نی»، «سنتور»، «بربط» (عود) و «قانون». خوانندگی (آواز) نیز بخش جدایی‌ناپذیر موسیقی ایرانی است و خوانندگان بزرگ (مانند قمرالملوک وزیری، محمدرضا شجریان و علیرضا قربانی) اشعار کلاسیک فارسی (حافظ، سعدی، مولوی، فردوسی، عطار) را بر اساس دستگاه‌ها و آوازهای ردیف اجرا می‌کنند. ردیف در سده نوزدهم میلادی (دوران قاجار) توسط موسیقی‌دانان بزرگی چون آقا علی‌اکبر فراهانی، میرزا عبدالله فراهانی (تدوین‌کنندۀ اصلی ردیف امروزی) و درویش‌خان به شکل کنونی مدون شد و در سال ۲۰۰۹ به نمایندگی از ایران در فهرست میراث ناملموس یونسکو به ثبت رسید.
تأثیر ردیف ایرانی بر موسیقی منطقۀ اکو، عمیق و گسترده است. نظام «مقام» در ترکیه (Makam) و آذربایجان (Mugham) و «ششمقام» (Shashmaqam) در ازبکستان و تاجیکستان، همگی با ردیف ایرانی ریشه‌های مشترکی دارند. شباهت‌های مدال قابل توجهی میان «دستگاه شور» در ایران و «مقام شور» (Maqam Shur) در عراق و آذربایجان و همچنین «مقام عشاق» (Makam Uşşak) در موسیقی ترکی وجود دارد؛ هرچند از نظر موسیقی‌شناسی، ساختار اجرایی، مسیر مدال و عملکرد ملودیک در هر یک از این نظام‌ها تفاوت‌هایی نیز دارد و نمی‌توان آنها را «معادل مستقیم» یکدیگر دانست. در دانش موسیقی‌شناسی، تفاوت ظریفی میان «مقام» (که در موسیقی عربی و ترکی رواج دارد و بیشتر بر پایۀ ملودی‌های بنیادین است) و «دستگاه» (که در موسیقی ایران نظامی مدون‌تر و مبتنی بر ردیف آموزشی دارد) وجود دارد.
این شباهت‌ها نه تصادفی، که نتیجه سده‌ها تبادل فرهنگی از طریق جادۀ ابریشم، سفرهای درباری و کوچ عارفان و خنیاگران میان ایران، آناتولی، قفقاز و آسیای مرکزی است. برای نمونه، موسیقی‌دان بزرگ «علی‌اصغر بهاری» (نوازندۀ کمانچه) و «محمدرضا شجریان» کنسرت‌های مشترکی با هنرمندان آذربایجانی و ترکی داشته‌اند که نشان از پیوند عمیق این سنت‌های موسیقایی دارد. همچنین ساز «تار» آذربایجانی که با تار ایرانی تفاوت‌های جزئی دارد (تعداد سیم‌ها، شکل کاسه)، به طور مستقیم از تار ایرانی اقتباس شده است و در شکل‌گیری خانوادۀ سازهای زهی منطقۀ اکو (مانند باغلاما در ترکیه) تأثیرات متقابل تاریخی میان فرهنگ‌های ایرانی، ترکی و قفقازی وجود داشته است. در افغانستان، موسیقی کلاسیک «هراتی» و «کابلی» همچنان بر اساس همان دستگاه‌های ایرانی (شور، ماهور، سه‌گاه) اجرا می‌شود و خوانندگانی چون «استاد محمدحسین سرآهنگ»، «استاد ناشناس»، «استاد رحیم‌بخش» و «استاد قاسم» از ردیف ایرانی الهام گرفته‌اند.
موسیقی سنتی ایرانی (ردیف) گواهی زنده بر «وحدت فرهنگی منطقۀ اکو در لایه‌های زیرین» است. این نظام موسیقایی که در ایران تدوین و تکامل یافته، فراتر از مرزهای سیاسی رفته و به میراث مشترک ترکیه، آذربایجان، آسیای مرکزی، افغانستان و عراق تبدیل شده است.  ردیف ظرفیتی عظیم برای «دیپلماسی فرهنگی مبتنی بر هنر» فراهم می‌آورد. 
موسیقی به ما می‌آموزد که تفاوت‌های زبانی و سیاسی هرگز نتوانسته‌اند پیوندهای عاطفی و روحی ملت‌های این منطقه را قطع کنند. همان‌گونه که «ساز» (bağlama) در ترکیه و «تار» در قفقاز، پیوندهای تاریخی عمیقی با نغمه‌های شنیده‌شده در تهران دارند، اکو نیز تلاش می‌کند از این زبان مشترک (که «مرز نمی‌شناسد») برای طنین‌انداز کردن پیام صلح و همگرایی از خلیج‌فارس تا سمرقند بهره ببرد. موسیقی، زبانی است که دیپلماسی‌های خشک و کاغذی را به تجربه‌ای زنده، شنیدنی و ماندگار در اذهان ملت‌ها تبدیل می‌کند.
 

 

 

 

۸
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.