ریشههای آیینی سوگواری عاشورایی قدمتی دیرینه دارد، اما تعزیه به شکل نمایشی کامل و ساختارمند در سدههای دهم تا سیزدهم هجری (دوران صفوی تا قاجار) در ایران تکامل یافت و در دوره قاجار (به ویژه در زمان ناصرالدینشاه با ساخت تکیه دولت) به اوج شکوفایی خود رسید. تعزیه را «یکی از برجستهترین نمونههای نمایش تراژیک در جهان اسلام» و «نخستین نمونۀ تئاتر ملی ایران» توصیف کردهاند. در سال ۲۰۱۰، یونسکو تعزیه را به عنوان «نمایشی آیینی-مذهبی با ارزشهای جهانی» (با نام رسمی Ta’zīye – Ritual Dramatic Art of Iran) در فهرست میراث ناملموس بشریت ثبت کرد و آن را یکی از اصیلترین و پیچیدهترین اشکال تئاتر آیینی در جهان معرفی نمود.
برخلاف تئاتر غربی که بر «بازنمایی واقعگرایانه» (realistic representation) تأکید دارد، تعزیه بر «نمادگرایی» (symbolism) و «فراتاریخگرایی» (ahistoricity) استوار است؛ یعنی بازیگران همزمان هم نمایندۀ شخصیت تاریخی خود هستند و هم نمادی از خوبی، بدی، عدالت و ستم. تعزیه معمولاً در ماه محرم و صفر (نخستین ماههای تقویم قمری) و بهویژه در روزهای تاسوعا و عاشورا (نهم و دهم محرم) و نیز اربعین در فضای باز (میدان شهر، تکیه، حسینیه) اجرا میشود و تماشاگران نیز بخشی از این آیین هستند و با گریه، سینهزنی و نوحهخوانی در آن مشارکت میکنند. این ویژگی، تعزیه را به «تئاتر مشارکتی» (participatory theatre) تبدیل کرده است.
ساختار و عناصر تعزیه منحصربهفرد و پیچیده است. برخلاف تئاتر معمولی که بازیگران زن و مرد روی صحنه میروند، در تعزیه سنتی، همه نقشها (از جمله زنان مانند حضرت زینب (س)، حضرت رقیه (س) و حضرت سکینه (س)) توسط مردان اجرا میشود؛ هرچند در سده اخیر، تعزیههای بانوان به صورت جداگانه و نیز اجراهای دانشگاهی و مدرن (با حضور بازیگران زن) نیز برگزار میشود. شخصیتهای تعزیه به دو دستۀ «اولیاخوان» (اهل حق – شامل امام حسین (ع)، یارانش، اهل بیت و فرشتگان) و «اشقیاخوان» (اهل باطل – شامل یزید، شمر، ابنسعد و دیگر سپاهیان کوفه) تقسیم میشوند. در الگوی رایج رنگبندی، اهل حق معمولاً لباس سبز (نماد بهشت و اهل بیت) و اهل باطل لباس قرمز (نماد خون و ظلم) میپوشند؛ هرچند در برخی تعزیهها، رنگ سیاه (برای سوگواری)، سفید (برای کودکان و معصومین) و آبی (برای فرشتگان) نیز به کار میرود. موسیقی و آواز نیز بخش جداییناپذیر تعزیه است و گروهی از نوحهخوانان و نوازندگان (نقاره، دهل، سرنا، کرنا) اجرا را همراهی میکنند.
تأثیر و گسترش تعزیه فراتر از مرزهای ایران است، هرچند در سایر کشورهای عضو اکو به شکلهای متفاوت و عمدتاً سادهتری دیده میشود. در عراق (به ویژه کربلا، نجف و کاظمین)، آیینهای عاشورایی (با نام «تشبیه») سابقهای دیرینه و مستقل از ایران دارد و میان سنتهای سوگواری ایران و عراق، تعامل تاریخی دوطرفه وجود داشته است، نه صرفاً الگوبرداری یکطرفه. در جمهوری آذربایجان، با توجه به اکثریت قابل توجه جمعیت شیعه (بسته به منابع مختلف، حدود ۶۵ تا ۷۵ درصد)، تعزیه (با نام محلی «شبیه» یا «تعزیا») در دوره قاجار رواج یافت و تا دهه ۱۹۳۰ میلادی (دوران سرکوب مذهبی توسط شوروی) به طور گسترده اجرا میشد؛ پس از فروپاشی شوروی، تعزیه در آذربایجان احیا شده است. در افغانستان (به ویژه در میان هزارهها و جمعیت شیعی کابل و هرات)، تعزیه به شکلی سادهتر و با تأکید بر نوحهخوانی و سینهزنی برگزار میشود و تأثیر آشکاری از سنتهای ایرانی دارد. در پاکستان (به ویژه در منطقۀ پنجاب و شهرهای کراچی، لاهور و راولپندی)، آیینهای مشابه تعزیه (با نام «مجالس عزاداری» و «شبیهگردانی») برگزار میشود. «تعزیه به شکل کامل و پرشکوه خود (با تعداد زیادی بازیگر، لباسهای پیچیده، موسیقی زنده و اشعار طولانی) عمدتاً در ایران پابرجا مانده است» و سایر کشورها عمدتاً نسخههای سادهتر و کوتاهتری از آن را اجرا میکنند. این تفاوت به دلیل حمایت گستردۀ دربار صفوی و قاجار از تعزیه، و نیز زیرساختهای فرهنگی-مذهبی (تکایا، حسینیهها، بازارهای تعزیه) در ایران بوده است.
تعزیه نماد «دیپلماسی فرهنگی مبتنی بر آیینهای مشترک» در منطقه اکو است.تعزیه میتواند پلی برای معرفی «تنوع فرهنگی درون منطقه» باشد؛ تنوعی که در آن شیعیان و سنیان، ترکها و فارسها، پشتونها و هزارهها، هر کدام آیینهای خاص خود دارند اما همه در چارچوب اکو به عنوان یک «خانوادۀ فرهنگی» گرد هم میآیند.