بلخ که گاه از آن با عنوان «امالبلاد» (مادر شهرها) یاد میشود، در دوران باستان و قرون میانه یکی از مهمترین مراکز علم، فلسفه و عرفان بود. این شهر در مسیر جاده ابریشم قرار داشت و به همین دلیل محل تلاقی فرهنگها، ادیان و اندیشههای گوناگون به شمار میرفت. چنین فضایی، بستر مناسبی برای شکلگیری شخصیتهایی چون مولانا فراهم کرد.
مولانا در سال ۶۰۴ هجری قمری (۱۲۰۷ میلادی) در خانوادهای اهل علم و دین در بلخ به دنیا آمد. پدر او، بهاءالدین ولد، از عالمان و عارفان برجسته زمان خود بود و نقش مهمی در شکلگیری اندیشههای اولیه مولانا داشت. فضای فکری بلخ، که آمیختهای از سنتهای اسلامی، فلسفه یونانی و عرفان شرقی بود، تأثیر عمیقی بر جهانبینی مولانا گذاشت.
با این حال، دوران کودکی مولانا در بلخ با تحولات سیاسی و تهدیدهای جدی همراه بود. حملات قریبالوقوع جنگ، خانواده او را وادار به ترک زادگاهشان کرد. این مهاجرت سرآغاز سفری طولانی بود که در نهایت به اقامت مولانا در آناتولی و شهر قونیه انجامید؛ جایی که او به یکی از بزرگترین شاعران و عارفان جهان تبدیل شد.
با وجود ترک زودهنگام بلخ، این شهر همچنان در هویت فکری و معنوی مولانا حضوری پررنگ دارد. بسیاری از پژوهشگران معتقدند که ریشههای عرفان، تساهل و نگاه جهانوطنی مولانا را باید در فضای چندفرهنگی و پویای بلخ جستوجو کرد.
امروزه بلخ، با وجود فراز و نشیبهای تاریخی، همچنان به عنوان نمادی از میراث فرهنگی و معنوی منطقه شناخته میشود. یاد و نام مولانا، این شهر را به یکی از مهمترین نقاط پیونددهنده فرهنگهای فارسیزبان و حتی فراتر از آن، به یک میراث جهانی تبدیل کرده است.