1- گنبد و مناره پیوند دین، شهر و نمادگرایی است. گنبد در مساجد این منطقه (از ایران و آذربایجان تا ازبکستان و ترکیه) چند نقش همزمان دارد: ازجمله اینکه گنبد وزن سقف را بهصورت یکنواخت به دیوارها و پایهها منتقل میکند. در بسیاری از بناها از پوشش دوپوسته استفاده شده است(یک گنبد داخلی برای تناسب فضایی و یک گنبد بیرونی برای شکوه بصری). درضمن در مناطق گرم و خشک، گنبد به تهویه هوا کمک میکند که باعث گردش هوا و کاهش گرما میگردد. در عین حال از نظر نمادین گنبدها اغلب نمادی از آسمان و جهان معنوی در معماری اسلامی است. نمونههای شاخص این سنت را میتوان در مساجد تاریخی اصفهان، سمرقند و استانبول مشاهده کرد.
منارهها نیز در سراسر این منطقه ویژگی های مشترکی دارند که کارکرد اصلی آنها در گذشته محل گفتن اذان بوده است و چون از دور قابل رویت میباشند، لذا جایگاه مسجد را در بافت شهر مشخص مینمایند. در آسیای مرکزی مانند بخارا منارهها اغلب استوانهای و بلند میباشند. در آناتولی ( ترکیه) منارهها باریک و سوزنی هستند و در ایران معماری منارهها ترکیبی از آجر کاری و کاشی کاری با نقوش هندسی می باشد. این تفاوتها نشان دهنده این است که الگوهای مشترک بر اساس تفسیرهای محلی وجود دارد.
2- خانه های سنتی با حیاط مرکزی پیوند اقلیم و فرهنگ خانوادگی است.
این الگو تقریبا در تمام منطقه اکو از ایران تا افغانستان و پاکستان و سایر کشورها عضو دیده می شود. در این نوع معماری یک حیاط مرکزی در وسط قرار دارد و اتاقها در اطراف این حیاط واقع شدهاند. گاهی ایوان و فضای نیمه باز در یک یا چند ضلع دیده می شود. در اصل این حیاط به عنوان یک میکروکلیما (سازگاری با اقلیم یا ریزاقلیم) عمل می کند و وجود آب حوض و گیاهان باعث خنکی هوا می شود. در مناطق گرم، اتاقها رو به حیاط باز می شوند تا از نور و تهویه بهره ببرند. از نظر اجتماعی حیاط مرکز زندگی خانوادگی است و با تفکیک فضای میهمانان و خانواده باعث حفظ حریم خصوصی که در فرهنگ اسلامی بسیار مهم است میگردد. این نوع الگوی معماری مستقیما با ارزش های فرهنگی پیوند دارد.
3- کاشیکاری، آجرکاری و نقوش هندسی، پیوند هنر، ریاضیات و معنویت می باشد.
این بخش یکی از عمیقترین و پیچیدهترین عناصر مشترک بین کشورهای عضو اکو میباشد. استفاده از رنگ های فیروزهای ، آبی و لاجوردی در کاشی کاری در کشورهایی مانند ایران، ازبکستان و ترکمنستان تداعیکننده آسمان و معنویت هستند. در آجرکاری، نحوه چیدمان هندسی باعث استحکام بیشتر دیوار و بعضاً با ایجاد برجستگی و فرورفتگی در آجرها باعث ایجاد سایه و کاهش گرما می شود. حتی در برخی بناها بدون کاشی هم فقط با آجر توانستهاند طرحهای بسیار پیچیده بنا کنند. در آجر کاری زیبایی و کارکرد همزمان در نظر گرفته شدهاند. در بعضی از معماریها نورمی تواند از میان الگوهای هندسی عبور کند و باعث ایجاد سایههای متحرک و پویا در طول روز شود.
در مورد نقوش هندسی باید گفت که این نقوش در سراسر منطقه مشترک می باشند. این نوقش فقط تزئین نیستند بلکه ترکیبی از هنر علم و فلسفه می باشند که روح معماری این منطقه را شکل می دهند و نشان دهنده نظم کیهانی و ساختار جهان هستند و بر پایه اشکال ساده مانند مربع، دایره، ستارههای چندپر طراحی می شوند، چرا که در هنر اسلامی بجای تصویر انسان یا طبیعت از هندسه برای بیان مفاهیم عمیق استفاده میشود و تاکید بر نظم، ریاضیات و بی نهایت نماد الهی محسوب می گردد و مرکز گرایی در طرحها اشاره به وحدت دارد. این نقوش نوعی زبان بصری مشترک بین فرهنگهای مختلف منطقه ایجاد کرده است.
در مجموع می توان گفت که معماری در این منطقه صرفاً ساختن فضا نیست، بلکه بازتاب مستقیم یک فرهنگ و جهانبینی مشترک میان مردم این منطقه است.