یلدا؛ میراث مشترک کشورهای عضو اکو

یلدا؛ میراث مشترک کشورهای عضو اکو
یلدا
مقدمه: بازشناسی میراث ادبی، واکاوی ارتباط آئین‌ها و پرداختن به سایر پیوندهای فرهنگی، تنها بستری برای اثبات پیشینۀ تمدنی مشترک نیست؛ بلکه بیش از آن، درآمدی است برای بازیابی «سپهرِ شناختیِ هم‌آهنگ» میان مردمانی در دولت‌های متمایز، با جوامع متنوع و با فرهنگ‌های ظاهراً گوناگون که دانسته یا نادانسته، بخش بزرگی از جهان‌بینی، نظام ارزش‌ها و زمینۀ اندیشه‌گی و باورمندی خود را از گذشته‌ای هم‌پیوند به ارث برده‌اند. مردمانی که نه تنها «خواسته»‌ها و دلبستگی‌ها، بلکه «ناخواسته»‌های آنان نیز در چنین بستری پدیدار شده است.

 در گسترۀ تمدنی و فرهنگی ایران، یافتن این موضوع‌های مشترک چندان دشوار نیست. هرچند برخی از آنها با گذشت زمان، رنگی دیگر یافته و پیوند آنها با ریشه‌های تمدنی- فرهنگی ایرانی نیز ناشناخته مانده و به فراموشی رفته است. با وجود این، با اندک کاوشی می‌توان پیوند‌های مشترک را بازشناخت و ریشه‌های درهم‌تنیدۀ آنها را بازیافت. یکی از این موارد، یلدا، آخرین شب پاییز و طولانی‌ترین شب سال،  از چنان عمق تاریخی و فرهنگی برخوردار است که فراتر از مرزهای ایران امروز و در بخش گسترده‌ای از آسیای میانه، قفقاز و خاورمیانه نیز حضور دارد. این پهنه همان محدوده‌ای است که امروز کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی (ECO) را تشکیل می‌دهد. که با انواع رنگ‌ها و روایت‌ها، در بخش‌های گوناگون این گسترۀ تمدنی فرهنگی، قابل شناسایی است. بازشناسی آئین‌های این شب که گاه به «یلدا» و گاه به «چلّه» (و حتی با نام‌های دیگر) شناخته می‌شود.

یلدا در این منطقه نه‌تنها یک جشن باستانی، بلکه نماد پیوند تمدنی و یادآور تاریخ مشترک مردمان این سرزمین‌ها است؛ تاریخی که نور را بر تاریکی، امید را بر اضطراب و پایداری را بر گذر فصل‌ها ترجیح داده است.

این آیین در برخی کشورها به‌طور کامل حفظ شده، در برخی دیگر به‌صورت جشن‌های مشابه دیده می‌شود و در چند کشور نیز تنها در میان اقلیت‌های فرهنگی رواج دارد.

 

خاستگاه و اهمیت یلدا

ایران، خاستگاه اصلی این جشن است و یلدا هنوز یکی از پرشکوه‌ترین آیین‌های ملی به شمار می‌آید. در فرهنگ ایران باستان، افزایش طول روز پس از طولانی‌ترین شب سال نشانه‌ای از بازگشت خورشید و آغاز افزایش نیروهای خیر دانسته می‌شد. این نگاه در آیین‌های میترایی، باورهای زرتشتی و حتی در قصه‌های عامیانه باقی مانده است. از این رو یلدا نه تنها یک رخداد تقویمی، بلکه یک نماد اسطوره‌ای است که از لایه‌های باستانی فرهنگ تا امروز امتداد یافته است. دورهمی خانوادگی، شعرخوانی، انار و هندوانه، حافظ‌گشایی و قصه‌های کهن، همچنان روح یلدا را زنده نگه داشته‌اند.

اما این فقط ایران نیست؛ جغرافیای یلدا بسیار وسیع‌تر از مرزهای سیاسی امروز است.

اهمیت یلدا در سه محور قابل بررسی است:

۱) هویت فرهنگی و تاریخی

۲) نقش در انسجام اجتماعی و پیوند خانوادگی

۳) قابلیت تبدیل شدن به برند فرهنگی مشترک در منطقه اکو

 

افغانستان؛ چله‌ای به بزرگی یک فرهنگ مشترک

افغانستان یکی از خالص‌ترین و نزدیک‌ترین استمرارهای فرهنگی یلدا را در خود دارد. در این کشور، یلدا با نام شب چله یا چلهی بزرگ برگزار می‌شود.

در شهرهای هرات، کابل، مزار شریف و بامیان این جشن بسیار پررونق است. در شب یلدا کتاب شعر و اساطیر، به‌ویژه اشعار حافظ، مولانا و بیدل، را می خوانند و در برخی مناطق، بزرگ خانواده داستان‌های قدیمی و افسانه‌های محلی می‌گوید. در شب یلدا همچنین دعای ویژه ای میخوانند و همه باید دست خود را بالا ببرند و بزرگ خانواده دعا کند و سایرین در دل برای خواسته های خود دعا کنید.

اعتقاد بر این است که در شب یلدا کسانی که زمستان را با خوردن میوه های تابستانی شروع می کنند در فصل سرما بیمار نخواهند شد. بنابراین خوردن هندوانه یکی از مهمترین سنت های این شب است. انارها که در بالای یک سبد میوه قرار دارند ، یادآور چرخه زندگی است - تولد دوباره و احیای نسل ها. پوشش بیرونی قرمز انار نمادی از تولد یا طلوع خورشید است و دانه های قرمز روشن آنها نور زندگی است.

 

تاجیکستان؛ چله کلان و چله کوچ

چله در تاجیکستان یکی از عناصر زنده و اصیل هویت فرهنگی این کشور است. بسیاری از پژوهشگران فرهنگ تاجیک آن را بخشی از «هویت شرقی ایرانی» مردم این سرزمین می‌دانند. حضور این آیین در میان تاجیک‌ها نشان‌دهنده ادامه طبیعی و تاریخی فرهنگ مشترک منطقه است. در این کشور، آغاز زمستان با چله کلان شناخته می‌شود و سپس چله کوچ فرامی‌رسد که سردترین روزهای زمستان را دربرمی‌گیرد.

در برخی از روستاها مردمان قدیمی کناره های پنجره ها را با پوستین پوشش می دهند و از سقف ها چرم آویزان می کنند و در حیاط گندم می پاشند. تاجیکستانی ها در شب یلدا فال می گیرند، برای اینکه اتفاق های سال بعد را پیش بینی کنند. مردم تاجیکستان در شب یلدا مخصوصا در روستاها بر این باور هستند که هر انسان باید در این شب یک انار کامل بخورد، زیرا خوردن انار در این شب شفا بخش تمام امراض است.

برپایی سفره‌های زمستانی، شعرخوانی و گردهمایی خانوادگی و تدارک میوه‌های خشک و آجیل ، اجرای موسیقی سنتی، خواندن شعرهای رودکی و فردوسی، و روایت داستان‌های مردمی از آداب رایج مردم تاجیکستان در شب چله است.

 

آذربایجان؛ چیله گئجه‌سی، آیینی میان ایران و قفقاز

در جمهوری آذربایجان، یلدا با نام چیله گئجه‌سی (شب چله) شناخته می‌شود. این جشن در برخی نواحی شهری و به‌ویژه در مناطق جنوبی این کشور، که پیوندهای فرهنگی گسترده‌تری با ایران دارند،  همچنان برگزار می‌شود.

جشن چیله در آذربایجان آمیزه‌ای از سنت‌های ایران و فرهنگ‌های ترک‌تبار است. این جشن نمونه‌ای از تعامل تاریخی مردمان قفقاز با فرهنگ ایرانی است و اهمیت آن در شکل‌گیری هویت منطقه قابل توجه است.

اکثر مردم آذربایجان‌ در شب یلدا چیلله قارپیزی (هندوانه چله) می‌خورند و معتقدند با خوردن هندوانه، لرز و سوز سرما به تنشان تاثیر نداشته و اصلا سرمای زمستان را حس نمی‌کنند.

در موسم یلدا «عاشیق‌ها» می‌نوازند. عاشیق‌ها خنیاگران محلى هستند که اشعار و موسیقى آنان برگرفته از موسیقى مردمى است. آنها در حین اجراى برنامه داستان مى خوانند، فى البداهه شعر مى‌سرایند و ساز مى‌زنند. قصه‌هایى که عاشیق ها در شب یلدا مى گویند ریشه در افسانه‌هاى کهن ایرانى دارد. قصه هایى مثل «کوراوغلو» و قصه هاى مهر و محبت شبیه «قربانى و پرى» از قصه‌هاى مشهور عاشیق هاست که مملو از عشق به میهن، نکات اخلاقی و ارج گذاری به بزرگان و ادب آموزی و فرهیختگی به کودکان به عنوان مردان و زنان آینده است.

در سال‌های دور، تنقلات شب چله، به تخمه، پشمک، سنجد، قیسی، برگه زردآلو، بادام و گردو ختم می‌شد اما اکنون، در سفره شب یلدای مردم آذربایجان انواع آجیل‌های تشریفاتی نظیر: پسته، فندق، مغز بادام و گردو و انواع میوه‌های گرمسیری نظیر، پرتقال، نارنگی، و حتی موز و نارگیل را می‌توان مشاهده کرد. این آیین گواهی است بر آن‌که یلدا در فرهنگ‌های ترک‌زبان قفقاز نیز جایگاه فرهنگی داشته است.

 

ترکمنستان، ازبکستان و سرزمین‌های آسیای میانه

در ترکمنستان و ازبکستان، نام چیلله همچنان زنده است.

هرچند شکل برگزاری آن بسته به منطقه متفاوت است، اما در بسیاری از شهرها و روستاها هنوز خانواده‌ها در بلندترین شب سال گرد هم می‌آیند و خوراکی‌های زمستانی آماده می‌کنند. این جشن‌ها بخشی از حافظه تاریخی مردمان آسیای میانه است که از گذشته‌های مشترکشان خبر می‌دهد. این آیین‌ها بیش از آنکه رسمی و شهری باشند، در مناطق روستایی و میان خانواده‌های سنتی ترکمن دیده می‌شود. اگرچه یلدا در ازبکستان نسبت به تاجیکستان یا افغانستان کم‌رنگ‌تر است، اما حرکت فرهنگی آن همچنان قابل مشاهده است.

آماده کردن خوراکی‌های زمستانی مانند آش‌های محلی، گردهمایی خانوادگی و شعرخوانی، نقل قصه‌های حماسی و اسطوره‌ای ترکمن بخشی از این شب است.

 

ترکیه؛ ناردوغان و تولد دوباره خورشید

ناردوغان از نظر مفهومی با یلدا مشترک است، زیرا هر دو به بازگشت نور اشاره دارند. اما تفاوت‌هایی در محتوا و شکل برگزاری وجود دارد.

اگرچه در ترکیه جشن مستقیمی به نام یلدا وجود ندارد، اما سنتی باستانی به نام ناردوغان (Nardugan) به معنای «تولد خورشید» در فرهنگ ترک‌های کهن دیده می‌شود.

این جشن نیز مانند یلدا با انقلاب زمستانی مرتبط است و محور آن تولد دوباره روشنایی است. ناردوغان نشان می‌دهد که حتی در فرهنگ‌های غیرفارسی منطقه نیز مفهوم آغاز نور و پایان تاریکی جایگاهی دیرینه دارد.

جشن گرفتن آغاز افزایش روزها، روشن کردن آتش یا چراغ، تزئین درختان (مشابه آیین‌های ترک باستان و برخی آیین‌های اروپایی) و گردهمایی برای خوردن غذاهای خاص زمستانی از  ویژگی‌های ناردوغان است.

 

قزاقستان و قرقیزستان؛ ردپای باورهای زمستانی

در میان قزاق‌ها و قرقیزها اگرچه جشن مستقیمی همانند یلدا برگزار نمی‌شود، اما آیین‌های مرتبط با طولانی‌ترین شب سال و جشن بازگشت خورشید (مانند Kök-Tuma) ریشه در باورهای قدیمی دارند. گرچه امروزه گستره آن محدود است. این آیین‌ها نشان‌دهنده نگاه مشترک انسان‌ها در نقاط مختلف جهان نسبت به پدیده‌های طبیعی و تلاش برای معنا دادن به تغییرات فصل‌ها هستند.

 

پاکستان؛ یلدای فارسی‌زبانان

در پاکستان، یلدا رسم ملی نیست، اما در مناطقی مانند گلگتبلتستان، کویته و میان هزاره‌ها و فارسی‌زبانان، شب چله برگزار می‌شود. استفاده از واژه «چله» در میان فارسی‌زبانان در پاکستان بیشتر نشانه‌ای از نفوذ تاریخی زبان و ادب فارسی در این کشور است. خوراکی‌ها و شعرخوانی فارسی در این مناطق نشان می‌دهد که چگونه یک آیین کهن از مسیر زبان و فرهنگ به زندگی روزمره مردم منتقل شده است.

 

طبقه‌بندی یلدا در کشورهای عضو اکو

برای تحلیل بهتر، کشورها را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:

1) کشورهای دارای یلدای کامل و زنده

ایران افغانستان تاجیکستان آذربایجان ترکمنستان - ازبکستان

2) کشورهایی با جشن‌های هم‌ریشه اما نه لزوماً یلدا:

ترکیه (ناردوغان) قزاقستان - قرقیزستان

3) کشورهایی با برگزاری محدود در میان اقلیت‌ها

پاکستان

 

سخن پایانی

یلدا یا چله،  تنها یک شب نیست؛ روایتی از تاریخ مشترک مردمانی است که قرن‌ها در کنار هم زیسته‌اند و روایت‌هایشان از نور و تاریکی به هم پیوند خورده است.

از ایران و افغانستان تا تاجیکستان، از آذربایجان تا آسیای میانه، شب یلدا یادآور این است که فرهنگ‌ها فراتر از مرزها ادامه می‌یابند و گستردگی این آیین ظرفیت ارزشمندی برای همکاری‌های منطقه‌ای، تقویت تعاملات فرهنگی و نمایش میراث مشترک میان ملت‌های عضو اکو فراهم می‌آورد.

۵۰
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.