فرش بهارستان یا بهارِ خسرو یکی از افسانهایترین آثارهنری تاریخ ایران و شاید گرانقیمتترین فرشی است که تاکنون ساخته شده است. این فرش در دوره ساسانیان و به دستور خسرو اول برای کاخ سلطنتی تیسفون بافته شد.
نام اصلی آن "بهارِ خسرو" یا "بهارستان" بود. مورخان اسلامی مانند طبری آن را چنان توصیف کردهاند که گویی یک باغ واقعی ایرانی روی زمین گسترده شده بود. این فرش برای روزهای زمستان طراحی شده بود تا شاه هنگام حضور در کاخ، منظرهای شبیه باغهای بهاری را زیر پای خود ببیند. به همین دلیل به آن "فرش زمستانی" نیز میگفتند. در طراحی آن جویهای آب با بلور و کریستال نمایش داده شده بودند و خاک باغ با نخهای طلا بافته شده بود. گلها و میوهها با یاقوت، زمرد، مروارید و سنگهای قیمتی ساخته شده بودند. برگها از ابریشم رنگی تشکیل میشدند.حاشیه فرش با زمرد تزئین شده بود تا چمنزار را تداعی کند.
این فرش در حقیقت فقط یک کفپوش نبود؛ بلکه نمادی از مفهوم ایرانی "باغ بهشت" و قدرت شاهنشاهی ساسانی محسوب میشد. برخی منابع اندازه آن را حدود ۲۷ متر در ۲۷ متر ذکر کردهاند؛ یعنی تقریباً به اندازه یک میدان کوچک امروزی. این فرش تالار اصلی کاخ تیسفون را میپوشاند.
از نظر تاریخی و فرهنگی این فرش اهمیت زیادی داشته است زیرا فقط یک اثر تزئینی نبود؛ بلکه نشاندهنده اوج هنر ساسانی در: قالیبافی، زرگری، جواهرنشانی و طراحی باغ ایرانی بود. بسیاری از پژوهشگران آن را نخستین نمونه مشهور "فرش طرح باغ" در تاریخ میدانند؛ سبکی که بعدها در قالیهای ایرانی دوره صفوی نیز دیده شد.
اما در سال ۶۳۷ میلادی، هنگام سقوط تیسفون در جریان فتح ایران به دست سپاهیان عرب، این فرش به غنیمت گرفته شد. فرش آنقدر بزرگ و سنگین بود که امکان انتقال یکپارچه آن وجود نداشت. لذا، پس از انتقال به مدینه درباره سرنوشت آن تصمیمگیری شد. طبق گزارشهای تاریخی، خلیفه دوم دستور داد فرش را به قطعات کوچک تقسیم کنند تا میان جنگجویان به عنوان سهم غنیمت توزیع شود. هر بخش به دلیل وجود طلا و جواهرات ارزش فوقالعادهای داشت.همین تصمیم باعث شد که فرش از حالت اصلی خود خارج شود و قطعات آن جداگانه فروخته یا ذوب شوند.هیچ بخش شناختهشدهای از آن تا امروز باقی نمانده است.
بیشتر تاریخدانان معتقدند اصل فرش وجود داشته، زیرا چندین منبع تاریخی مستقل از آن یاد کردهاند. با این حال، چون هیچ قطعهای از آن باقی نمانده، درباره جزئیات دقیق ساخت، اندازه واقعی و شیوه بافت آن اختلاف نظر وجود دارد. برخی پژوهشگران حتی احتمال میدهند که فرش بیشتر شبیه یک پارچه عظیم جواهرنشان بوده باشد تا قالی گرهدار به معنای امروزی.
فرش بهارستان در حافظه تاریخی ایران به نماد:شکوه امپراتوری ساسانی، مهارت شگفتانگیز هنرمندان ایرانی، و یکی از بزرگترین آثار هنریِ از دسترفته جهان تلقی می شود. بسیاری آن را همردیف آثار گمشدهای میدانند که اگر باقی مانده بودند، امروز از مهمترین گنجینههای هنری جهان محسوب میشدند. جذابترین نکته این است که فرش بهارستان صرفاً با جواهر تزئین نشده بود؛ بلکه کل ساختار آن تلاش میکرد یک «باغ ایرانی جاودانه» را با طلا، ابریشم و سنگهای قیمتی بازآفرینی کند؛ گویی شاه ساسانی حتی در زمستان نیز بر بهار فرمان میراند.
از دیگر آثار فرهنگی گمشده ایران می توان به موسیقی باربد و اوستای کامل ساسانی اشاره کرد که از نظر فرهنگی نابودی آنها حتی از فرش بهارستان نیز غم انگیزتر است؛ زیرا فرش یک شیء هنری بود، اما آن دو حاصل دانش، ادبیات، اندیشه و هنر یک تمدن بودند و از دست رفتنشان به معنای از بین رفتن بخشی از حافظه فرهنگی ایران است.
اوستا مهمترین مجموعه متون دینی آیین زرتشتی است. آنچه امروز از اوستا ساسانی در دسترس است، تنها بخشی از مجموعهای بسیار بزرگتر است که در دوره ساسانیان گردآوری و تدوین شده بود. پژوهشگران این مجموعه را "اوستای ساسانی" یا "اوستای بزرگ" مینامند.
بر اساس گزارشهای کتاب پهلوی "دینکرد"، اوستای ساسانی شامل ۲۱ نسک (کتاب یا بخش) بوده است. اما از این مجموعه عظیم، تنها بخشهایی مانند یسنا، ویسپرد، وندیداد و چند متن دیگر تا امروز باقی ماندهاند و بیشتر نسکها از میان رفتهاند. درباره علت نابودی این متون دیدگاههای مختلفی وجود دارد. در سنت زرتشتی گفته میشود که پس از حمله اسکندر مقدونی بسیاری از نسخههای اوستا نابود شد. با این حال، برخی تاریخپژوهان معتقدند که شواهد تاریخی برای این روایت کامل نیست و احتمال دارد بخش بزرگی از متون به دلیل انتقال شفاهی، جنگها، تغییرات سیاسی و کاهش جمعیت زرتشتیان در قرون بعدی از دست رفته باشد. نکته جالب این است که قدیمیترین نسخههای خطی موجود از اوستا متعلق به قرون میانه هستند و هیچ نسخهای از دوران هخامنشی یا ساسانی در دست نیست. با وجود این، سنت شفاهی زرتشتیان توانست بخشهایی از این میراث را برای قرنها حفظ کند.
باربد مشهورترین موسیقیدان عصر ساسانی و نوازنده دربار خسرو دوم بود. او در سده هفتم میلادی زندگی میکرد و در منابع ایرانی و عربی از او به عنوان بزرگترین موسیقیدان زمان خود یاد شده است. شهرت باربد تنها به نوازندگی محدود نمیشد؛ او را بنیانگذار بخشی از نظام موسیقی ایرانی نیز دانستهاند. طبق روایتهای تاریخی، باربد نظمی شامل هفت "خسروانی" ، سی لحن و سیصد و شصت دستان را سامان داده بود؛ اعدادی که با روزهای هفته، ماه و سال در تقویم ساسانی ارتباط نمادین داشتند.
متأسفانه تقریباً تمام آثار موسیقایی و اشعار باربد از میان رفته است. تنها نام برخی نغمهها و داستانهایی درباره مهارت او در منابع بعدی باقی ماندهاند. با این حال، تأثیر او بر موسیقی ایرانی چنان عمیق بود که قرنها بعد نیز نامش در آثار ادبی بزرگی مانند شاهنامه زنده ماند.
دوران حکومت خسرو پرویز معمولاً "عصر طلایی موسیقی ساسانی" نامیده میشود و در کنار باربد، موسیقیدانانی مانند نکیسا، سرکش و بامشاد نیز در دربار فعالیت میکردند.
اوستای بزرگِ ساسانی و موسیقی باربد و فرش بهارستان نمونههایی از میراث فرهنگی ایران باستان هستند. اما از اوستای عظیم ساسانی تنها قطعاتی حفظ شده و از موسیقی باربد نیز بیشتر نام و شهرت او باقی مانده است و از فرش بهارستان چیزی باقی نمانده است؛ اما همین بازماندهها نشان میدهند که تمدن ساسانی در حوزه هنر، دین، ادبیات و موسیقی به سطحی بسیار پیشرفته رسیده بود.