ویترای در ایران هنری وارداتی نیست، بلکه ادامهٔ منطقی از سنت دیرپای نورپردازی و زیباییشناسی ایرانی است. تلفیق گذشتهٔ غنی با تکنیکهای نوین میتواند این هنر را به یکی از شاخصهای هنر معاصر ایران تبدیل کند.
پیشینهٔ شیشهگری و استفاده تزئینی از شیشه در ایران بیش از ۲ هزار سال قدمت دارد. هنر ویترای در ایران (به مفهوم استفاده هنری از شیشههای رنگی برای عبور و کنترل نور) بهطور کلی به حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ سال پیش بازمیگردد؛ اما اوج شکوفایی این هنر در دوره قاجار یعنی حدود 200 سال پیش بوده است.
جایگاه ویترای در بین کشورهای عضو اکو بیشتر ریشه در سنتهای بومی شیشهگری، معماری مذهبی و تزئینات نوری دارد تا در معنای کلاسیک اروپاییِ آن.
در ایران سنتهای کهن شیشهگری و اُرُسی (پنجرههای چوبی با شیشههای رنگی) نقش اصلی را داشتهاند. در واقع اُرُسیسازی مهمترین پیشزمینهٔ ویترای در ایران است. پنجرههای چوبی با شیشههای رنگی که بدون میخ و با اتصالات ظریف ساخته میشدند و نور را بهصورت رنگین وارد فضا میکردند.
دورههای صفویه و قاجار اوج استفاده از شیشههای رنگی در خانهها، کاخها و بناهای مذهبی بود. از نمونههای شاخص می توان به خانه بروجردیها و طباطباییها در کاشان، عمارت باغ ارم شیراز، و کاخ گلستان اشاره نمود. از ویژگی های هنری این هنر در ایران می توان به نقوش هندسی و اسلیمی به جای تصاویر انسانی و همچنین استفاده از رنگهای نمادین و بازی هوشمندانه با نور برای ایجاد حس آرامش و معنویت در فضا اشاره کرد. اگر بخواهیم تفاوت بین ویترای ایرانی و ویترای اروپایی را عنوان کنیم می توانیم بگوییم که ویترای ایرانی بیشتر حالت هندسی و انتزاعی دارد در حالی که ویترای اروپایی تصویری و روایی است . ویترای ایرانی ترکیب چوب و شیشه است در حالی که ویترای اروپایی سرب و شیشه است. در ویترای ایرانی الهام بیشتر از معماری سنتی گرفته میشود، اما در ویترای اروپایی الهام از کلیسا گرفته می شود ونهایتا در ویترای ایرانی تمرکز بیشتر بر نور وفضا است در حالی که در ویترای اروپایی تمرکز بر روایت ها است. در ایران ویترای ( ارسی) قدمت زیادی دارد و در عین حال پیوند عمیق با معماری مسکونی و مذهبی دارد و کارکرد آن زیبایی شناسی نور است و از نظر عرفانی نور برابر حقیقت است.
در اصل از اواخر قرن ۲۰، تکنیکهای اروپایی مانند تیفانی، فیوزینگ و سربی وارد ایران شدند.
این هنر در ترکیه بیشتر با نام "شیشههای رنگی عثمانی" شناخته می شود. پیش از ورود ترکان عثمانی، در دوره بیزانس استفاده از شیشههای رنگی در کلیساها رواج داشت. در دوره سلجوقیان روم (قرن ۱۱ تا ۱۳ میلادی)، شیشههای رنگی در بناهای مذهبی و مدارس به کار می رفت.اما اوج هنر ویترای در ترکیه به دوره عثمانی بازمیگردد. از نمونه های برجسته می توان به مسجد سلیمانیه، مسجد رستم پاشا، کاخ توپقاپی، مسجد سلطان احمد و غیره اشاره نمود.
در پاکستان و در شبه قاره هند استفاده گسترده از پنجره های مشبک سنگی ( جالی) و شیشههای رنگی ساده و بازی نور در مساجد و کاخ ها رواج داشت. در بناهایی مانند مساجد لاهور و مقبرهها، شیشههای رنگی کوچک گاه در ترکیب با گچ یا چوب دیده میشد، اما ویترای به شکل اروپایی آن هنوز رایج نبود. اما با ورود بریتانیا به شبه قاره، هنر ویترای اروپایی وارد منطقه شد. در شهرهایی مانند لاهور، کراچی و پیشاور، کلیساهایی ساخته شد که دارای پنجرههای ویترای با سبک گوتیک بودند. بعد از استقلال پاکستان هنرمندان پاکستانی شروع به بومیسازی این هنر کردند. از ویژگی های این دوره می توان به ترکیب ویترای با نقوش اسلامی و الهام از هنر مغولی و ایرانی–اسلامی اشاره نمود. در ضمن ویترای در مساجد پاکستان بر خلاف کلیساها به صورت غیر تصویری به کار میرود. امروزه، این هنر پلی میان سنت اسلامی، هنر مدرن و معماری معاصراست.
هنر ویترای در کشورهای ترکمنستان، قرقیزستان، قزاقستان، تاجیکستان و ازبکستان ریشهای عمیق در سنتهای معماری، باورهای فرهنگی و تحولات تاریخی این منطقه دارد. اگرچه ویترای در ذهن بسیاری با کلیساهای اروپایی شناخته میشود، اما در آسیای میانه شکل، کارکرد و زیباییشناسی متفاوتی پیدا کرده است.در این کشورها به دلیل پرهیز از تصویر انسان و حیوان در هنر اسلامی، ویترای بیشتر شامل نقوش هندسی، اسلیمی، گیاهی و خوشنویسی هستند.
آسیای میانه بهدلیل قرار گرفتن در مسیر جاده ابریشم، محل تلاقی فرهنگهای ایرانی،اسلامی، ترکتبار، چینی و بعدها روسی بوده است. استفاده از نور و شیشه رنگی از دوران باستان و بهویژه پس از گسترش اسلام، در معماری این منطقه اهمیت یافت. استفاده از شیشههای رنگی در پنجرهها و منارهها رایج شد.
در دوره شوروی، ویترای بهصورت هنر تزئینی مدرن در ساختمانهای عمومی (فرهنگسراها، مترو، دانشگاهها) رواج یافت. ویترای در این کشورها تأثیرپذیرفته از ایران، چین و جهان ترک است، و پیوند عمیق با معماری اسلامی – تیموری دارد. از کاربرد های اصلی آن کنترل نور شدید و ایجاد خنکی بصری است.
در جمهوری آذربایجان این هنر که با نام شبکه شناخته می شود، نه تنها یک تکنیک تزئینی است، بلکه بخشی از میراث معماری و فرهنگی کشور است. این هنر از قرون وسطی در معماری استفاده شده، در قرنهای بعد توسعه یافته و تا امروز با تلاش استادان و هنرمندان زنده نگه داشته شده است. اشکال هندسی روی این شیشهها غالبا نمادهایی از خورشید، انرژی، زمان و بی نهایتی است که در فرهنگ هنری منطقه جایگاه خاصی دارند. کاخ "خانهای شکی" یکی از بهترین نمونههای هنر ویترای در کشور آذربایجان است. ساخت این بنا به قرن ۱۸ میلادی بازمیگردد و هنر شَبَکه یا ویترای یکی از ویژگیهای بارز معماری آن محسوب میشود.
افغانستان بهسبب قرار گرفتن در مسیر جاده ابریشم، از دوران باستان با فنون شیشهگری آشنا بوده است. شواهد باستانشناسی در بلخ، بامیان و هرات نشان میدهد که از دوره کوشانیان و ساسانیان، ظروف شیشهای رنگی تولید میشده است. این شیشهها بیشتر کاربرد تزئینی و آیینی داشتند، نه معماری به سبک ویترای اروپایی. اما با ورود اسلام، استفاده از شیشههای رنگی در معماری مذهبی و مسکونی گسترش یافت. برخلاف ویترای اروپایی که تصاَویر روایی دارد، نمونههای افغانستان بیشتر هندسی، گیاهی و انتزاعی هستند. در اصل دوره تیموری یکی از درخشانترین دورههای هنری افغانستان است و معماری تیموری از نور و رنگ به شکل استادانه استفاده می کرد. شیشههای رنگی در کنار کاشیکاری، گچبری و مقرنس برای ایجاد فضای معنوی بهکارَ میرفت. بنابراین میتوان گفت که این دوره نزدیکترین تجربه افغانستان به مفهوم ویترای اسلامی – شرقی بوده است.
اگرچه ویترای بهعنوان یک هنر اروپایی در افغانستان سابقه کلاسیک ندارد، اما می توان گفت که شیشههای رنگی، نورپردازی و پنجرههای مشبک همواره بخشی از هنر و معماری افغانستان بودهاند.