آقای مهرداد رخشنده، مدیر اجرایی مؤسسه فرهنگی اکو، در یادداشتی تحلیلی به بررسی نقش حیاتی میراث فرهنگی در همگرایی منطقهای و تبیین پیامدهای جبرانناپذیر تخریب آثار باستانی در پی جنگهای تحمیلی بر پیکره تمدنی کشورهای عضو اکو پرداخت.
میراث فرهنگی و آثار باستانی، بهعنوان یکی از بنیادیترین عناصر هویتساز و سرمایههای نمادین هر جامعه، نقشی محوری در توسعه روابط میان کشورها ایفا میکنند. در میان کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی (اکو)، که اشتراکات عمیق تاریخی و فرهنگی را در پیشینه خود دارند، این میراث میتواند بهعنوان ابزاری قدرتمند برای تقویت همگرایی منطقهای، توسعه پایدار گردشگری و گسترش دیپلماسی فرهنگی عمل کند. در عصر حاضر که تعاملات جهانی و منطقهای پیچیدهتر از گذشته شده است، میراث فرهنگی صرفاً ارزش فرهنگی خود را حفظ نکرده، بلکه به عاملی تعیینکننده در توسعه اقتصادی، افزایش تعاملات بینالمللی و تقویت قدرت نرم کشورها بدل گشته است؛ بااینحال جنگ آمریکایی – صهیونی بر علیه ایران، آسیبهای قابلتوجهی به این سرمایه گرانبها وارد آورده و تهدیدی جدی برای ظرفیتهای بالقوه همکاری منطقهای محسوب میشود.
ابعاد میراث فرهنگی و جایگاه آن در توسعه
میراث فرهنگی را میتوان به دو دسته اصلی تقسیم کرد: میراث ملموس که شامل بناها، آثار باستانی و محوطههای تاریخی است؛ و میراث ناملموس که آدابورسوم، زبانها و سنتها را دربر میگیرد. در ادبیات توسعه، میراث فرهنگی بهعنوان نوعی سرمایه فرهنگی و قدرت نرم شناخته میشود که قادر است به تقویت هویت جمعی کمک کند، زمینهساز توسعه پایدار گردشگری شود و بهعنوان ابزاری کارآمد در دیپلماسی فرهنگی روابط بینالملل به کار گرفته شود.
نقش کلیدی میراث فرهنگی در توسعه روابط کشورهای عضو اکو
اشتراکات تمدنی در منطقه اکو که ریشه در تاریخ غنی جاده ابریشم دارد، موجب شکلگیری هویت فرهنگی مشترک در میان این کشورها شده است. آثار باستانی بهعنوان نمادهای عینی و ملموس این اشتراکات، پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به عاملی قدرتمند در جهت همگرایی منطقهای دارند؛ علاوه بر این، میراث فرهنگی یکی از مهمترین جاذبهها برای جذب گردشگران محسوب میشود و کشورهای عضو اکو از ظرفیتهای قابلتوجهی در این حوزه برخوردارند. توسعه گردشگری فرهنگی نهتنها به افزایش درآمد و ایجاد اشتغال کمک میکند، بلکه تعاملات و رفتوآمدهای میان کشورها را نیز افزایش میدهد؛ از سوی دیگر، برگزاری نمایشگاههای فرهنگی، همکاریهای مشترک باستانشناسی و تبادلات فرهنگی، همگی ابزارهایی هستند که از طریق ظرفیتهای میراث فرهنگی، روابط دوجانبه و چندجانبه میان کشورها را تقویت مینمایند.
تأثیر مخرب جنگ بر میراث فرهنگی و پیامدهای آن
متأسفانه جنگ آمریکایی – صهیونی بر علیه ایران، آسیبهای گستردهای به زیرساختها و میراث فرهنگی وارد کرده است. گزارشهای متعدد حاکی از آن است که دهها اثر تاریخی ارزشمند در شهرهای مختلف در معرض تخریب یا آسیب جدی قرار گرفتهاند. این خسارات شامل آسیب به بناهای تاریخی در اثر حملات هوایی، تخریب بخشی از محوطههای ثبتشده جهانی و همچنین تأثیرات غیرمستقیم مخرب مانند: فرسایش ناشی از توقف پروژههای صیانتی و آسیبهای شیمیایی ناشی از آلایندههای جنگی بر پیکره آثار تاریخی است.
پیامدهای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی تخریب میراث فرهنگی
تخریب میراث فرهنگی در شرایط بحران، فراتر از یک آسیب فیزیکی، مصداق بارز پاکسازی فرهنگی است؛ راهبردی هدفمند که باهدف محو کردن حافظه جمعی، گسستن پیوند نسلها با ریشههای تاریخی و درنهایت، تهی کردن یک ملت از هویت مستقل خویش صورت میگیرد. این پدیده باهدف قرار دادن زیرساختهای روانی و تمدنی در منطقه، میکوشد تا اشتراکات کهن را با ویرانی جایگزین کند. این فرآیند تخریبی تنها به بناها محدود نمیشود، بلکه با توقف آیینهای جمعی و مهاجرت اجباری حاملان دانش بومی و نخبگان فرهنگی، میراث ناملموس منطقه، ازجمله زبانها و سنتهای کهن را نیز در معرض نابودی خاموش قرار میدهد.
پیامدهای این آسیبها مرزهای ملی را درنوردیده و روابط میان کشورها را در سطوح مختلف متأثر میسازد؛ بهطوریکه ازنظر فرهنگی، از بین رفتن آثار تاریخی به معنای از دست رفتن بخشی از هویت تاریخی مشترک و کاهش سرمایه فرهنگی محسوب میشود. ازنظر اقتصادی، این تخریبها منجر به کاهش چشمگیر گردشگری و افت سرمایهگذاری در بخشهای مرتبط با فرهنگ و میراث خواهد شد. در بعد سیاسی نیز، آسیب به این میراث مشترک میتواند به افزایش تنشهای منطقهای دامن زده و دیپلماسی فرهنگی را تضعیف کند.
چالشهای پیش رو و راهکارها و پیشنهادها برای حفاظت از میراث فرهنگی
حفاظت از میراث فرهنگی در شرایط بحرانی با چالشهای متعددی روبهرو است. ناامنی، فقدان زیرساختهای حفاظتی مناسب، کمبود منابع مالی، ضعف در اجرای قوانین بینالمللی مربوطه و نبود هماهنگی منطقهای مؤثر، همگی از موانع اصلی در این مسیر بهشمار میروند.
برای مقابله با این چالشهای بنیادین، نیازمند اتخاذ رویکردی چندجانبه و راهبردی هستیم که در رأس آن نهضت بیداری فرهنگی قرار دارد؛ حرکتی پویا که فراتر از بیانیههای تشریفاتی، به اقدامات عملی و پیوندهای همدلانه میان ملتها منتهی شود. در سطح منطقهای، صندوق منطقهای حمایت و بازسازی اضطراری میراث، بهعنوان یک بازوی حمایتی، راهگشا خواهد بود؛ سازوکاری که تحت نظارت کمیتههای تخصصی و نخبگان کشورهای عضو، وظیفه صیانت فوری از سرمایههای ملموس و ناملموس را در برابر تهدیدات جنگ و تخریب بر عهده بگیرد. بهرهگیری از فناوریهای نوین حفاظتی در قالب این صندوق، نهتنها گامی در جهت بازسازی فیزیکی آثار، بلکه تلاشی برای ترمیم رشتههای پیوند تمدنی و پاسداری از نبض همگرایی در پهنه جغرافیایی اکو خواهد بود.
در سطح بینالمللی نیز تقویت نقش سازمانهای ذیربط و الزام کشورها به رعایت کنوانسیونهای حفاظت از میراث فرهنگی امری ضروری است. ما باید با صدای رسا، تخریب عمدی آثار باستانی را بهعنوان ترور هویت بشری محکوم کرده و از نهادهای جهانی بخواهیم صیانت از این سرمایههای نمادین را از پیچوخم بازیهای سیاسی جدا سازند.
همزمان در سطح ملی، باید با تکیهبر مستندسازی دیجیتال و آموزشهای عمومی، جوامع محلی را به نگهبانان اصلی ریشههای خود بدل کرد؛ چراکه این میراث ملموس و ناملموس، تنها یادگاری از گذشته نیستند، بلکه نبض تپنده همگرایی و پلهای استواری محسوب میشوند که صلح و پیوند میان ملتهای منطقه را در برابر تندباد حوادث محافظت میکنند.
نتیجهگیری
میراث فرهنگی و آثار باستانی در منطقه اکو، نه یک دارایی موزهای، بلکه نیروی محرکه همگرایی و ستون فقرات دیپلماسی منطقهای است. از نگاه اینجانب بهعنوان مدیر اجرایی مؤسسه فرهنگی اکو، تخریب این میراث صرفاً یک خسارت فیزیکی نیست، بلکه یک بحران امنیتی و هویتی و بخشی از یک راهبرد کلان برای گسستن پیوندهای تاریخی ملتهاست. ما باید بپذیریم که صیانت از میراث ملموس و ناملموس، در حقیقت ایستادگی در برابر جریان مخرب پاکسازی فرهنگی است؛ جریانی که میکوشد منطقه ما را به مجموعهای از جوامع بیتاریخ و آسیبپذیر تبدیل کند.
تحلیل بحرانهای اخیر نشان میدهد که هر آجر از یک بنای تاریخی که از دست میرود، شکافی عمیق در سد دفاعی قدرت نرم ما ایجاد کرده و روند همگرایی منطقهای و توسعه اقتصادی را با اختلال جدی مواجه میسازد؛ بنابراین، حفاظت از این سرمایههای نمادین، نیازمند همکاریهای گسترده و تدوین سیاستهای پیشگیرانه و مؤثر، بهویژه در شرایط بحران است. مقابله با این روند تخریبی، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی حیاتی برای بقای ماست؛ تا درنهایت، کشورهای عضو اکو بهعنوان یک بلوک تمدنی منسجم و مقتدر در نظم جدید جهانی ظاهر شوند.