سخنرانی سفیر محمد حسن، رئیس مؤسسه فرهنگی اکو در ششمین همایش بینالمللی عرس بیدل
تهران، هتل لاله، مراسم اختتامیه، دوشنبه، 22 دیماه سال 1404 برابر با 12 ژانویه سال 2026، ساعت 18
بسمالله الرحمن الرحیم
دانشمندان فرهیخته، شاعران و اندیشمندان ارجمند، نمایندگان محترم نهادهای فرهنگی، میهمانان گرامی، بانوان و آقایان،
سخن را با این کلمات نامدار بیدل آغاز میکنیم، نه از سر خودنمایی، بلکه بهمثابه اذعان به یگانگی اندیشه. جایگاه بیدل یگانه است، زیرا نگاه او یگانه بود؛ نگاهی دشوار، پیچیده و بیامان در طلب معنا. شعر او تنها به تحسین فرا نمیخوانَد؛ بلکه مستلزم درنگ، تأمل و مشارکت اندیشمندانه است.
مایه افتخار و مباهات عمیق من است که در این گردهمایی بینالمللی فرهیخته که به بزرگداشت یکی از اثرگذارترین چهرههای سنت اندیشه فارسیزبان اختصاص یافته است—میرزا عبدالقادر بیدل—سخن میگویم. مراتب سپاس خود را به بنیاد بیدل تهران تقدیم میکنم که با میزبانی این همایش و با تعهدی پایدارِ علمی، در پاسداشت و پیشبرد پژوهش درباره شعر، فلسفه و میراث فکری بیدل کوشا بوده است.
تهران، بهعنوان کانونی تاریخیِ دانش و تأمل، جایگاهی شایسته برای بزرگداشت شاعری است که نفوذش از مرزهای جغرافیا و زمان فراتر رفت. بیدل به یک سرزمین خاص تعلق ندارد؛ او متعلق به پیوستاری تمدنیِ مشترک است که از ایران تا آسیای مرکزی و جنوب آسیا امتداد مییابد—پیوستاری که همچنان در چشمانداز فرهنگی منطقه اکو جایگاهی مرکزی دارد.
میرزا عبدالقادر بیدل صرفاً شاعری آراسته به صنعتهای لفظی نبود؛ او در ژرفای وجود، فیلسوفِ هستی بود. شعر او خودِ وجود را به پرسش میکشد—با همه تردیدها، تناقضها و شکنندگیهایش. اندکاند شاعرانی که همچون بیدل، با چنین دقت متافیزیکی، ماهیت لغزان واقعیت را صورتبندی کرده باشند؛ آنگاه که میگوید:
عالم همه آیینهست و ما نقشِ خیالیم
آنسو که نظر نیست، تماشا چه خیال است
این بیت، جهانبینی بیدل را فشرده میکند: واقعیت چون بازتاب، هویت چون ادراک، و شناخت چون گفتوگویی همواره ناتمام میان خود و بینهایت.
بیدل شاعر یک قلمرو محدود نیست؛ شاعرِ یک سپهرِ تمدنی است. قامت فکری او را نمیتوان در چارچوب مرزهای سیاسیِ مدرن محصور کرد. از دهلی تا بلخ، از سمرقند تا لاهور، شعر او سنتهای ادبی را شکل داد، نسلهایی از شاعران را تحت تأثیر قرار داد و خوانندگان را به عبور از ظاهر معنا به ژرفای مفهومی فراخواند.
ساختار فکری و سرشت معنوی بیدل از مرزها فراتر میرود و به حوزه گسترده فرهنگ فارسیزبان تعلق دارد. در تاجیکستان، افغانستان، پاکستان، شمال هند، ایران و ازبکستان، او همچنان بهمثابه بخشی از میراث فرهنگیِ مشترک خوانده میشود. اندیشه او آمیزهای کمنظیر است از عرفان خراسانی، استدلال متافیزیکیِ اسلامی، حساسیتهای معنویِ ایرانی و تجربه زیسته فکریِ شبهقاره هند.
در سراسر این گستره وسیع، شاعرانی چون میرزا غالب و علامه محمد اقبال—بهصراحت یا بهضمن—از تصویرپردازی، نمادپردازی و تخیل فراخِ بیدل اثر پذیرفتهاند. از این منظر، بیدل پلی اساسی میان عرفان کلاسیکِ مشرقزمین و سنتهای فلسفیِ در حال تطورِ جنوب آسیاست.
بیدل تنها شاعرِ گذشته نیست. در روزگاری که با شتابِ بیامان و نااطمینانیهای ژرفِ وجودی نشانهگذاری شده است، بینشهای او بهطرزی شگفت معاصر مینماید. او یادآور میشود که خرد، صرفاً از رهگذر پیشرفت بیرونی حاصل نمیشود؛ بلکه به شفافیت درونی، تأمل اخلاقی و انضباط فکری نیازمند است.
در منطقه اکو، بیدل جایگاه حکیمی بصیر و صدایی فراملیِ وحدتبخش را دارد. برای مؤسسه فرهنگی اکو، او یکی از پالودهترین نمودهای میراث فرهنگیِ مشترک ماست. پیوند منطقه اکو تنها اقتصادی و جغرافیایی نیست؛ زبانها، ایدهها و سنتهای معنوی نیز آن را به هم میپیوندند. زبان فارسی، بهعنوان رسانه اندیشه، زمانی صدای بیدل را از دل امپراتوریها عبور داد—و امروز نیز جوامع ما را از رهگذر حافظه و معنا به هم متصل میکند.
از اینرو، بزرگداشت بیدل تمرینی نوستالژیک نیست؛ کنشی است از مسئولیتِ فکری—تعهدی به حفظ ژرفا در عصر شتاب و پاسداشتِ پیچیدگی در زمانی که غالباً سادهسازی را ترجیح میدهد.
مؤسسه فرهنگی اکو با قاطعیت بر تعهد خود به ترویج تعاملات فرهنگی و علمیِ فرامرزی از طریق همایشها، ترجمهها، پژوهشهای مشترک و مشارکت فعالِ نسلهای جوان تأکید میکند. ما بر این باوریم که فرهنگ حاشیه همکاری نیست؛ بنیان آن است.
مایلم از بنیاد بیدل بهسبب گردآوردنِ پژوهشگرانِ سراسر منطقه در فضایی آکنده از کاوشِ سختگیرانه و احترام متقابل تقدیر کنم. چنین گردهماییهایی قدرت پایدار شعر و فلسفه را بهمثابه ابزارهای گفتوگو و تفاهم میان ملتها بازتأیید میکند.
در پایان، اجازه دهید به درس ماندگار بیدل بازگردم: برای فهم جهان، نخست باید فهمِ خویشتن را بیاموزیم—و با پاسداشت میراث فکریِ مشترکمان، نهتنها میان گذشته و حال، که میان مردمان و تمدنها پل میسازیم.
باشد که این کنفرانس به ژرفتر شدن فهم ما از میرزا عبدالقادر بیدل بینجامد و پیوندهای فرهنگیِ پیونددهنده ما را استوارتر سازد.
از توجه کریمانه شما سپاسگزارم.