در سمینار «همکاریهای منطقهای برای پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس در امتداد جاده ابریشم» که روز سهشنبه، ۹ تیر ۱۴۰۵ (۳۰ ژوئن ۲۰۲۶) به همت مؤسسه فرهنگی اکو برگزار شد، دکتر حمیدرضا شعیری با نگاهی نشانهشناختی و فرهنگی به بازخوانی مفهوم جاده ابریشم پرداخت و آن را فراتر از یک مسیر تجاری، شبکهای برای گردش اندیشه، اسطوره و فرهنگ میان تمدنها دانست.
در این سمینار که روز سهشنبه، ۹ تیر ۱۴۰۵ (۳۰ ژوئن ۲۰۲۶) به همت مؤسسه فرهنگی اکو برگزار شد، دکتر حمیدرضا شعیری، استاد دانشگاه تربیت مدرس و پژوهشگر برجسته نشانهشناسی، با رویکردی متفاوت به مفهوم جاده ابریشم پرداخت. او تأکید کرد که جاده ابریشم صرفاً یک مسیر تجاری نبوده، بلکه شبکهای گسترده از تبادل فرهنگ، تخیل، هنر، اسطوره، فناوری و اندیشه میان تمدنهای بزرگ آسیا و اروپا را شکل داده است. به باور وی، تقلیل تاریخ جاده ابریشم به مبادلات اقتصادی، نادیده گرفتن بخش مهمی از حقیقت آن است؛ زیرا این مسیر بیش از آنکه گذرگاه کالا باشد، بستر گردش معنا و فرهنگ بوده است.
دکتر شعیری سخنان خود را با روایت افسانهای پیدایش ابریشم آغاز کرد؛ روایتی که از ملکهای چینی حکایت دارد که هنگام نوشیدن چای، پیله کرم ابریشم در فنجانش میافتد و با باز شدن رشتههای آن، ایده بافت پارچه ابریشمی شکل میگیرد. هرچند این روایت جنبه اسطورهای دارد، اما نشاندهنده آن است که تمدنها چگونه برای دستاوردهای بنیادین خود، روایتهایی نمادین و فرهنگی خلق میکنند.
وی در ادامه با اشاره به جایگاه ایران در تولید نمد و دیگر منسوجات سنتی، یادآور شد که نمد از کهنترین محصولات ایرانی به شمار میرود و از دوره ساسانیان کالایی صادراتی بوده است. سازگاری با اقلیمهای گوناگون، انعطافپذیری و دوام بالا، نمد را به یکی از مهمترین صنایع سنتی ایران تبدیل کرده بود؛ صنعتی که سهم قابل توجهی در مبادلات فرهنگی و اقتصادی منطقه ایفا میکرد.
یکی از بخشهای قابل توجه سخنرانی، مقایسه باغ ایرانی و باغ چینی بود. دکتر شعیری توضیح داد که باغ چینی بر پایه راز، کشف تدریجی و تعامل میان آشکار و پنهان شکل گرفته است؛ بهگونهای که مخاطب هرگز کل باغ را در یک نگاه تجربه نمیکند. در مقابل، باغ ایرانی بر نظم هندسی، تقارن و ساختار چهارباغ استوار است؛ الگویی که ریشههای آن به پاسارگاد بازمیگردد و بعدها بر بسیاری از باغهای جهان تأثیر گذاشته است. این تفاوت، بازتاب دو شیوه متفاوت اندیشیدن و مواجهه با طبیعت در دو تمدن بزرگ ایران و چین است.
وی همچنین به نماد «بتهجقه» اشاره کرد و ریشه آن را در روایت سرو مقدس زرتشت دانست. به گفته او، پس از قطع سرو مشهور کاشمر، تصویر سرو خمیده بهتدریج به نماد بتهجقه تبدیل شد؛ نمادی که در طول قرنها وارد هنرهای ایرانی از جمله قالیبافی، پارچهبافی، نگارگری و معماری شد و به یکی از شناختهشدهترین نشانههای فرهنگی ایران بدل گردید. بتهجقه تنها یک نقش تزئینی نیست، بلکه نمادی از پایداری، آزادگی، امید و تداوم فرهنگی است.
دکتر شعیری سپس به جایگاه پروانه در فرهنگ چین و ادبیات فارسی پرداخت. در فرهنگ چینی، پروانه نماد آزادی، عشق، زنانگی، نور و رهایی است؛ در حالیکه در عرفان و شعر فارسی، این نماد معنایی عمیقتر مییابد و به تجلی عشق و فنا در حقیقت تبدیل میشود. او با اشاره به حکایت مشهور پروانه و شمع و اشعار سعدی، نشان داد که چگونه یک نماد فرهنگی در بستر تمدنهای مختلف، معناهای متفاوت و مکملی پیدا میکند و از طریق جاده ابریشم میان فرهنگها جابهجا میشود.
در بخش دیگری از سخنرانی، تاریخچه اصطلاح «جاده ابریشم» مورد بررسی قرار گرفت. دکتر شعیری یادآور شد که این اصطلاح نخستینبار در سال ۱۸۷۶ توسط جغرافیدان آلمانی، فردیناند فون ریختهوفن، به کار رفت. با این حال، او تأکید کرد که مسیرهای ارتباطی شرق و غرب هزاران سال پیش از آن نیز وجود داشته و محدود به تجارت ابریشم نبودهاند. یافتههای باستانشناسی، از جمله پارچههای ابریشمی کشفشده در کنار فرش پازیریک و شواهد مربوط به تولید منسوجات در ایران باستان، نشان میدهد که ایران نقش مهمی در تولید و گسترش این محصولات داشته است.
وی همچنین با اشاره به تولید پارچههای زربافت در دوره ساسانی، این منسوجات نفیس را از مهمترین کالاهای مبادلهشده در جاده ابریشم دانست. گزارشهای تاریخی از جمله روایتهای مارکوپولو از کارگاههای ابریشمبافی در بغداد، موصل، تبریز، کرمان و یزد نیز گواهی بر رونق این صنعت در گستره فرهنگی ایران است.
به اعتقاد دکتر شعیری، اهمیت جاده ابریشم تنها در انتقال کالا خلاصه نمیشود. بسیاری از فناوریها و دانشهای بنیادین همچون کاغذ، چاپ، چای، موسیقی، سازها و حتی باورهای دینی از طریق این شبکه گسترده میان تمدنها منتقل شدهاند. بهعنوان نمونه، فناوری تولید کاغذ پس از نبرد تالاس به جهان اسلام راه یافت و سپس از بغداد و دمشق به اروپا منتقل شد. همچنین صنعت چاپ که نخست در چین توسعه یافت، بعدها زمینهساز تحولات فکری و رنسانس در اروپا شد. از این منظر، جاده ابریشم یکی از مهمترین بسترهای شکلگیری تمدن جهانی به شمار میرود.
دکتر شعیری در ادامه به انتقال ساز عود از ایران به چین و توسعه آن در موسیقی شرق آسیا اشاره کرد و این روند را نمونهای روشن از تعاملات فرهنگی میان ملتها دانست. به گفته او، بسیاری از جلوههای هنری امروز حاصل قرنها گفتوگو و تبادل فرهنگی در امتداد این مسیر تاریخی هستند.
بخش پایانی سخنرانی به بازتاب جاده ابریشم در ادبیات فارسی اختصاص داشت. وی با استناد به آثار مولوی، حافظ و سعدی نشان داد که چین و جاده ابریشم تنها مفاهیمی جغرافیایی نبودهاند، بلکه به قلمرو تخیل شاعران ایرانی نیز راه یافتهاند. از رقابت نقاشان چینی و رومی در مثنوی معنوی تا اشارات حافظ به صورتگران چین و حکایتهای گلستان سعدی، همگی نشاندهنده حضور زنده و الهامبخش این مسیر در ادبیات فارسی هستند.
دکتر شعیری در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد که جاده ابریشم را باید فراتر از یک مسیر بازرگانی دید. این مسیر، شبکهای تمدنی برای گردش اندیشه، هنر، اسطوره، فناوری و میراث فرهنگی بوده است؛ میراثی که امروز نیز میتواند مبنایی برای گفتوگوی فرهنگی، همکاریهای منطقهای و تقویت همگرایی میان ملتها باشد.
در این چارچوب، پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس در امتداد جاده ابریشم، نه صرفاً حفظ گذشته، بلکه سرمایهگذاری برای آیندهای مبتنی بر شناخت متقابل، احترام فرهنگی و همکاری میان ملتها در چارچوب سازمان همکاری اقتصادی (اکو) است.