آیین بزرگداشت شمس تبریزی و مولانا جلالالدین محمد بلخی با حضور جمعی از اندیشمندان، استادان، پژوهشگران، فرهیختگان و علاقهمندان فرهنگ و ادب فارسی، روز ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶ در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران برگزار شد.
بسمالله الرحمن الرحیم
جناب آقای دکتر محمود شالویی،
رئیس محترم انجمن آثار و مفاخر فرهنگی،
اندیشمندان، استادان، فرهیختگان و مهمانان گرامی،
خانمها و آقایان،
مایه خرسندی و افتخار است که امروز در آیینی گرد هم آمدهایم که نام دو چهره بزرگ فرهنگ و اندیشه، شمس تبریزی و مولانا جلالالدین محمد بلخی، ما را در کنار یکدیگر جمع کرده است.
شمس و مولانا تنها متعلق به یک شهر، یک کشور و یا حتی یک ملت نیستند.
آنان بخشی از میراث مشترک فرهنگی منطقه اکو و سرمایه معنوی ملتهایی هستند که در طول قرنها، در این گستره تمدنی، با زبان فرهنگ، ادب، اندیشه و معنویت با یکدیگر سخن گفتهاند.
منطقه اکو سرزمینی است که تمدنها، زبانها و فرهنگهای گوناگون، قرنها در کنار یکدیگر بالیدهاند.
از همین رو، بزرگان و اندیشمندانی چون مولانا، حافظ، سعدی، رودکی، فردوسی، جامی و دیگر چهرههای درخشان این حوزه را نباید صرفاً متعلق به یک جغرافیا دانست.
آنان، در عین تعلق به سرزمینهای خویش، سرمایههای مشترک یک حوزه تمدنی و میراثی برای همه بشریتاند؛ و چه زیبا که همین میراث مشترک، ملتهای منطقه ما را به یکدیگر پیوند میدهد.
شاید یکی از زیباترین نمادهای این پیوند، رابطه شمس و مولانا باشد.
رابطهای که نشان داد دیدار دو انسان میتواند مسیر اندیشه و حتی مسیر زندگی را دگرگون کند.
شمس، مولانا را به سفری درونی فراخواند؛
سفری از ظاهر به معنا،
از اختلاف به یگانگی،
و از خودمحوری به انساندوستی.
و پیام مولانا نیز محدود به زمان و مکان نیست.
او از عشق، کرامت انسان، مدارا، شناخت خویشتن و جستوجوی حقیقت سخن میگوید؛ مفاهیمی که امروز، شاید بیش از هر زمان دیگری، به آنها نیازمندیم.
ما در روزگاری زندگی میکنیم که جهان با جنگ، خشونت، افراطگرایی، بیاعتمادی و فاصلههای فزاینده میان انسانها روبهروست.
در چنین شرایطی، بازگشت به میراث فکری بزرگانی چون شمس و مولانا، صرفاً یک کار فرهنگی یا ادبی نیست.
میتواند بخشی از پاسخ ما به بحرانهای انسانی و معنوی عصر حاضر باشد.
مولانا به ما میآموزد که تفاوتها نباید دیوار باشند؛
میتوانند پلی برای شناخت یکدیگر باشند.
آثار او به ما یادآوری میکنند که انسان، پیش از آنکه متعلق به مرز، زبان یا قومیتی خاص باشد، انسانی است با دردها، آرزوها و آرمانهای مشترک.
از این منظر، سرمایه فرهنگی منطقه اکو میتواند نقش مهمی در ایجاد گفتوگو میان ملتها ایفا کند.
ما باید این میراث مشترک را از کتابها و موزهها به زندگی امروز بیاوریم؛
و آن را به زبان نسل جوان ترجمه کنیم؛
به زبان گفتوگو، همکاری، هنر، سینما و ادبیات.
مؤسسه فرهنگی اکو نیز خود را متعهد میداند که از چنین رویکردی حمایت کند.
زیرا باور داریم که فرهنگ یکی از نیرومندترین ابزارهای نزدیک کردن ملتهاست؛
و میراث مشترک، یکی از محکمترین پایههای دوستی و تفاهم میان کشورهای منطقه اکو است.
امروز، در بزرگداشت شمس و مولانا،
در حقیقت خودِ انسان و آرمان پیوند انسانها را گرامی میداریم.
باشد که نور اندیشه شمس و مولانا همچنان راهنمای ما باشد؛
راهی به سوی شناخت، عشق، گفتوگو و همدلی.
و باشد که میراث مشترک فرهنگی ما، پلی باشد برای ساختن آیندهای که در آن ملتهای منطقه اکو، بیش از گذشته یکدیگر را بشناسند، به یکدیگر نزدیک شوند و در کنار هم برای صلح و سعادت انسان گام بردارند.
از برگزارکنندگان این آیین ارزشمند، صمیمانه سپاسگزارم.
برای همه شما سلامتی، موفقیت و توفیق آرزو دارم.
سپاسگزارم.