تهران — در روزگاری که دیپلماسی رسمی و مرزهای سیاسی گاه میان ملتها فاصله میاندازند، ابزارهای کهن فرهنگ بار دیگر ثابت کردند که میتوانند پلی استوار میان تمدنها بسازند. عصر روز سهشنبه، ۲۰ اکتبر ۲۰۲۶ (۲۸ مهر ۱۴۰۵)، پایتخت ایران میزبان رویداد و نمایشگاه برجستهای با عنوان «پاکستان در گذر اعصار» (Pakistan Through the Ages) بود؛ رویدادی که به همت سفارت جمهوری اسلامی پاکستان در تهران و با همکاری مؤسسه فرهنگی اکو برگزار شد تا دعوتی باشد برای بازخوانی ریشههای مشترک و ژرف تاریخی در پهنای فلات ایران و شبهقاره.
این گردهمایی که با استقبال گرم پژوهشگران، دیپلماتها و مقامهای ارشد دو کشور در محل مؤسسه فرهنگی اکو برگزار شد، فراتر از یک نمایشگاه ساده هنری، به تریبونی برای بازشناسی تمدنی تبدیل شد که از دل هزاران سال تعامل، دادوستد و همزیستی مسالمتآمیز جوامع گوناگون سر برآورده است.
موزاییکی از تمدنها: از مهرگره تا دره سند و گنداره
مراسم با سخنرانی آقای محمدحسن، رئیس مؤسسه فرهنگی اکو، آغاز شد؛ سخنرانیای که چشماندازی وسیع از هویت چندلایه و کثرتگرای پاکستان ارائه داد. وی در تبیین ماهیت فرهنگی این کشور تأکید کرد که در پاکستان برخلاف بسیاری از الگوهای متمرکز، فرهنگ از طریق نهادهای منطقهای و استانی اداره میشود؛ رویکردی غیرمتمرکز که بازتابدهنده گستردگی و تنوع بینظیر این سرزمین است.
رئیس مؤسسه فرهنگی اکو با عبور از فرازهای تاریخی پاکستان، از دشتهای سند و یادگار معنویت صوفیانه شاه عبداللطیف بهیتایی تا فرهنگهای متمایز پنجاب، بلوچستان، خیبر پختونخوا و درههای کوهستانی گلگت-بلتستان یاد کرد. وی خاطرنشان ساخت که کوهها در طول تاریخ نه بهعنوان موانع جداییساز، بلکه به شکل پلهایی میان تمدنها عمل کردهاند که این سرزمین را به فلات ایران، آسیای مرکزی و چین پیوند دادهاند.
این روایت تاریخی در سخنان خانم عصمت حسن سیال، معاون سفیر پاکستان در تهران، با ژرفای بیشتری دنبال شد. وی ریشههای این سرزمین را تا هفت هزار سال پیش و تمدنهای باستانی «مهرگره» در بلوچستان و «موهنجودارو و هاراپا» در دره سند ردیابی کرد. وی همچنین با اشاره به تمدن «گنداره» (به معنای سرزمین عطر) در شمال غربی پاکستان — که نقطهی تلاقی سنتهای جنوب آسیا، آسیای مرکزی، یونان و بودیسم بود — این حقیقت را برجسته ساخت که تمدنها در برخورد با یکدیگر به غنای واقعی میرسند.
خانم عصمت حسن سیال در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به ورود اسلام و شکوفایی هنر، شعر، معماری و فلسفه، بر نقش بیبدیل زبان فارسی بهعنوان زبان اداری، علمی و ادبی در شبهقاره تأکید کرد و از علامه محمد اقبال لاهوری بهعنوان بزرگترین پل ارتباطی معنوی و اندیشهای میان پاکستان و ایران یاد نمود. وی هویت را نه پدیدهای ایستا، بلکه رودی جاری دانست که جویبارهای گوناگون در مسیر خود آن را غنیتر ساختهاند.
دکتر غلامعلی حداد عادل، رئیس بنیاد سعدی و رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، نیز در این برنامه حضور داشت و در سخنان خود به پیوندهای تاریخی، فرهنگی، زبانی و ادبی ایران و پاکستان پرداخت. وی با اشاره به پیشینه طولانی تعاملات فرهنگی میان دو کشور، بر نقش برجسته علامه محمد اقبال لاهوری در تقویت این پیوندها و استحکام ارتباطات فکری و ادبی میان دو ملت تأکید کرد.
دیپلماسی گردشگری، میراث تمدنی مشترک و تعهد به صلح پایدار
در این رویداد، نگاه به آینده و ضرورت بهرهگیری از ظرفیتهای منطقهای نیز بازتاب پررنگی داشت. آقای بندپی، معاون وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی ایران، در سخنرانی خود سازمان همکاری اقتصادی (اکو) را بستر بینظیری برای ارتقای همگرایی منطقهای و توسعه پایدار توصیف کرد.
معاون وزیر میراث فرهنگی ایران با تأکید بر نقش راهبردی پاکستان در سازمان اکو و اشتراکات عمیق جغرافیایی میان تهران و اسلامآباد، تصریح کرد که گردشگری میتواند بهعنوان ابزاری کارآمد در جهت رشد اقتصادی، تسهیل ارتباطات و درک متقابل میان ملتهای منطقه عمل کند. وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ریشههای عمیق روابط دو کشور فراتر از همکاریهای سیاسی و اقتصادی، میراث تمدنی مشترک و جایگاه برجسته زبان و ادبیات فارسی را بخش مهمی از این پیوند ناگسستنی خواند. آقای بندپی از علامه محمد اقبال لاهوری بهعنوان یکی از برجستهترین نمادهای این پیوند فرهنگی یاد کرد که بهعنوان فیلسوف و شاعر نامدار شبهقاره، پیوندهای فکری عمیقی میان دو ملت ایجاد کرده است. وی همچنین با تمجید از تلاشهای دیپلماتیک پاکستان در راستای میانجیگری و کاهش تنشهای منطقهای، یادآور شد که دیپلماسی، گفتوگو و احترام متقابل، ارکان اصلی دسترسی به صلح و ثبات پایدار در منطقه هستند.
فرهنگ؛ زبانی فراتر از سیاست
برگزاری نمایشگاه «پاکستان در گذر اعصار» در تهران، بار دیگر این حقیقت بنیادین را به تصویر کشید که پیوندهای عمیق تاریخی و تمدنی میان ایران و پاکستان ریشهای فراتر از تحولات سیاسی روزمره دارد. در روزگاری که چالشهای منطقهای نیازمند تقریب بیشتر ملتهاست، بازخوانی میراث مشترک و پاسداشت تنوع فرهنگی میتواند نقشه راهی مطمئن برای فردایی مبتنی بر صلح، دوستی و شکوفایی مشترک در پهنه اکو باشد.